ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

وبلاگ فرهنگی هنری مشق عشق



شهادت امام

امام هادى - علیه السلام - با آنکه در سامراء تحت کنترل و مراقبت قرار داشت، اما با وجود همه رنجها و محدودیتها هرگز به کمترین سازشى با ستمگران تن نداد. بدیهى است که شخصیت الهى و موقعیت اجتماعى امام و نیز مبارزه منفى و عدم همکارى او با خلفا، براى طاغوتهاى زمان هراس آور و غیر قابل تحمل بود، و پیوسته از این موضوع رنج مى بردند. سرانجام تنها راه را خاموش کردن نور خدا پنداشتند و در صدد قتل امام برآمدند و بدین ترتیب امام هادى نیز مانند امامان پیشین با مرگ طبیعى از دنیا نرفت، بلکه در زمان معتزّ»، مسموم گردید (80) و در رجب سال 254 هجرى به شهادت رسید و در سامراء، در خانه خویش به خاک سپرده شد

 

شعر شهادت امام علی النقی الهادی (ع)

السلام ای ابوالحسن هادی

وارث غصه و محن هادی

 السلام ای امام مظلومان

تا ابد هم کلام مظلومان

حرمت بوده حسرت شیعه

ای چراغ هدایت شیعه

باز کن از کرامتت گره ای

تو امام غریب سامره ای

تو به درد همه دوا هستی

نوه ی حضرت رضا هستی


شب لیله الرغائب:

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.

اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.

اولین ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند


 

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: تبسم مومن به مومن و زدودن اندوه از چهره مومن از حسنات است، وزدودن گرد و غبار از چهره مومنین از حسنات است و بهترین اطاعت از خداوند ومحبوب‌ترین آن نزد خداوند خوشحال نمودن مومنین است.

????در حدیثی از امام علی (علیه‌السلام) آمده است: سوگند به آنکه همه آواها را می‌شنود، هیچ کسی دلی را شادمان نسازد، مگر آنکه خداوند از آن شادمانی لطفی بیافریند و بدانگاه که گرفتاری و مصیبت بدو رسد آن لطف، همچون آبی که در نشیب روان گردد به سوی آن مصیبت و گرفتاری سرازیر شود و آن را از او دور گرداند، همچنان که شتر غریبه (از میان رمه شتران) رانده می‌شود.

????در حدیث دیگری امام صادق (علیه‌السلام) در توصیه به شاد نمودن دیگران می‌فرمایند:هیچ یک از شما فکر نکند که اگر مومنی را شاد کرد فقط او را شادمان ساخته، بلکه به خدا قسم ما را شاد کرده، بلکه به خدا قسم رسول خدا را شاد کرده است.

 

 


شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)
به گزارش شفقنا به نقل از حوزه، حضرت آیت الله جوادی آملی اهمیت درختکاری و ایجاد فضای سبز از نگاه حضرات معصومین علیهم السلام را بیان کرده اند.
درختان، از نعمت های پرارزش و حیات بخشی هستند که خداوند برای انسان آفریده است تا همواره از فایده‌ های گوناگون و بسیار آن استفاده کنند و پیوسته به یاد او باشند. درختان، جزئی از منابع طبیعی و ملی و متعلق به محیط زیستی هستند که همه افراد در آن زندگی می کنند. تک تک افراد از این سرمایه های طبیعت بهره دارند و از آن سود می برند. آنها هر لحظه از هوای لطیف و پاکیزه ای که درختان به وجود می آورند، استفاده می کنند و این تنها یکی از سودمندی های بسیار درختان است.
در فضیلت درختكاري روايات فراواني به نحو اطلاق از معصومین علیهم السلام وجود دارد. در یکی از این روایات آمده است اگر كسي درخت تشنه را سيراب بكند گويا مؤمن را سيراب كرده است.
تأکید بر رواج سنت حسنه درختکاری
اگر سنت بگذارید كه در یک هفته مثلاً در طليعۀ بهار كه گياهان دارند از خواب بيدار مي ‌شوند، درختكاري انجام شود و اين را سنت قرار بدهید، اين مخالف با هيچ دليلي نيست يك، با اطلاقات هم موافق است؛ دو، قصد ورود هم كه ندارید اين سه، اگر اين سه ضلع فراهم شد سنّت حسنه می شود؛ كسي به اين قصد نمي ‌رود كه ـ معاذ الله ـ بگويد در اسلام مستحب است كه فلان تاريخ، فلان هفته انسان درختكاري بكند، اين را كه نمي ‌گويد؛ بلکه مي‌ گويد چون درختكاري مستحب است و سيراب كردن نهال بر طبق اطلاقات مستحب است ما اين هفته را درختکاری مي ‌كنيم. (تفسير سوره نحل جلسه 26)
درختكاري از مقدس ‌ترين اعمال است
شايسته است مسلمانان نسبت به کاشتن و حفظ درخت کوتاهي نکنند، زيرا درختان در سالم‌ سازي و پاكيزگي هوا تأثير ويژه دارند. اهتمام اسلام به درختکاري و افشاندن دانه يا كاشتن شاخه ثمربخش، كاملاً در متون ديني مشاهده مي‌شود؛ به گونه ‌اي كه گاهي كاشتن درخت در رديف بهترين و مقدس ‌ترين كارهاي خير قرار مي ‌گيرد.
در اسلام، هم دربارۀ نگهداري درخت و آبياري آن دستور رسيده و هم از قطع آن نهي شده است. پيامبر گرامي صلوات الله علیه و آله فرمود: هر كس درخت طلح و سدر [درخت نيازمند به آب] را سيراب کند، گويا انسانِ مؤمنِ تشنه را سيراب کرده است.
اهمیت درختکاری در کلام معصومین (ع)
اهميت درختكاري چنان است که رسول خدا صلوات الله علیه و آله درباره آن فرمود: اگر نهالي در دست يكي از شماست و در آستانه برپايي قيامت به اندازه كاشتن آن فرصت دارد، آن را بكارد.
همچنین امام صادق علیه السلام مي‌فرمايد: اميرمؤمنان علیه السلام با خود بارهاي هسته خرما را حمل مي ‌كرد. پرسيدند: اي ابوالحسن! چه چيزي همراه داري؟ فرمود: اگر خدا بخواهد درخت خرماست، پس آن‌ ها را كاشت و هسته‌ اي را فرو نگذاشت.
ويژگي‌ ها و آثار درختكاري
امام صادق علیه السلام مي ‌فرمايد: كشاورزي و درختكاري كنيد. به خدا سوگند كاري حلال ‌تر و پاكيزه ‌تر از آن نيست. همچنین رسول خدا صلوات الله علیه وآله مي ‌فرمايد: اگر مسلماني درختي بكارد و پرنده، انسان يا حيواني از ميوه آن بخورد برايش صدقه به شمار مي ‌آيد.
در حدیث دیگری آن حضرت مي ‌فرمايند: پنج گروه ‌اند كه در گورهايشان به سر مي ‌برند؛ ليكن ثواب و پاداش كارهايشان به ديوان و نامه عملشان جاري مي ‌شود… [يكي از آن ‌ها] کسی است كه نخلي نشانده است.
حفظ درختان و جلوگیری از قطع آن
از امام صادق علیه السلام چنين آمده است: درخت هاي ثمردهنده را قطع نکنيد که [اگر چنين کنيد] خدا سخت بر شما عذاب فرو مي ‌ريزد. همچنين از اميرمؤمنان علیه السلام نقل شده است: از عوامل افزايش عمر رها كردن آزار ديگران، احترام به پيران، صله رحم و اينکه از بريدن درخت سبز پرهيز شود، مگر براي ضرورت؛ چنان‌ كه از امام صادق علیه السلام نقل شده است: بريدن درخت خرما روا نيست؛ همچنين حفظ درخت براي مناطق كم‌ درخت و بياباني را، سودمند‌تر معرفي كرده، فرمودند: قطع درخت (سدر) در مناطق بياباني روا نيست، چرا که درخت در آن مناطق کم است.
از امام رضا علیه السلام نيز نقل است كه قطع درخت (در صورت نياز) با تبديل و جايگزيني، مانعي ندارد و فرمودند: امام کاظم علیه السلام درخت سدري را قطع کرد و درخت انگوري به جاي آن کاشت.


Message of ayatollah Seyyed Ali Khamenei, Leader of The Islamic Republic of Iran to the Youthin Europe and North America

Message of ayatollah Seyyed Ali Khamenei, Leader of The Islamic Republic of Iran


 In the name of God, the Beneficent the Merciful

 To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.


Seyyed Ali Khamenei

21st Jan. 2015


به مناسبت چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و ورود جمهوری اسلامی به فصل جدیدی از زندگی، حضرت آیت الله ‌ای در بیانیه‌ای مهم و راهبردی با تشکر از حضور سرافرازانه و دشمن‌شکن مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، به تبیین ویژگی‌های مسیر پر افتخار پیموده شده در چهل سال گذشته و برکات خیره‌کننده انقلاب اسلامی در رساندن ایران عزیز به جایگاه شایسته ملت پرداختند و با تأکید بر امید واقع‌بینانه به آینده و نقش بی‌بدیل جوانان در برداشتن گام بزرگ دوم به سمت آرمانها، خطاب به جوانان و آینده‌سازان ایران مقتدر، اامات این جهاد بزرگ را در ۷ سرفصل اساسی بیان کردند.
 

متن بیانیه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌اللّه الرّحمن الرّحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله‌ الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین

از میان همه‌ی ملّتهای زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت میگمارد؛ و در میان ملّتهایی که به پا خاسته و انقلاب کرده‌اند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و به‌جز تغییر حکومتها، آرمانهای انقلابی را حفظ کرده باشند. امّا انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّه‌ی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همه‌ی وسوسه‌هایی که غیرقابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحله‌ی خودسازی و جامعه‌پردازی و تمّدن‌سازی شده ‌است. درودی از اعماق دل بر این ملّت؛ بر نسلی که آغاز کرد و ادامه داد و بر نسلی که اینک وارد فرایند بزرگ و جهانیِ چهل سال دوّم میشود.

آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوب‌ها را شکست؛ کهنگی کلیشه‌ها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود. طبیعی بود که سردمداران گمراهی و ستم واکنش نشان دهند، امّا این واکنش ناکام ماند. چپ و راستِ مدرنیته، از تظاهر به نشنیدن این صدای جدید و متفاوت، تا تلاش گسترده و گونه‌گون برای خفه کردن آن، هرچه کردند به اجل محتوم خود نزدیک‌تر شدند. اکنون با گذشت چهل جشن سالانه‌ی انقلاب و چهل دهه‌ی فجر، یکی از آن دو کانون دشمنی نابود شده و دیگری با مشکلاتی که خبر از نزدیکی احتضار میدهند، دست و پنجه نرم میکند! و انقلاب اسلامی با حفظ و پایبندی به شعارهای خود همچنان به پیش میرود.

برای همه چیز میتوان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همه‌ی عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمیتوان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها.

انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و با اراده، همواره دارای انعطاف و آماده‌ی تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بی‌عمل میشمارد، امّا به هیچ بهانه‌ای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمیگیرد. انقلاب اسلامی پس‌از نظام‌سازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمیشود و میان جوشش انقلابی و نظم ی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی‌بیند، بلکه از نظریّه‌ی نظام انقلابی تا ابد دفاع میکند.

جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیده‌ها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندی‌های خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی‌مبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بی‌شک فاصله‌ی میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمانخواه را عذاب داده و میدهد، امّا این، فاصله‌ای طی شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی‌شک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.

انقلاب اسلامی ملّت ایران، قدرتمند امّا مهربان و باگذشت و حتّی مظلوم بوده است. مرتکب افراط‌ها و چپ‌روی‌هایی که مایه‌ی ننگ بسیاری از قیامها و جنبشها است، نشده است. در هیچ معرکه‌ای حتّی با آمریکا و صدّام، گلوله‌ی اوّل را شلیک نکرده و در همه‌ی موارد، پس ‌از حمله‌ی دشمن از خود دفاع کرده و البتّه ضربت متقابل را محکم فرود آورده است. این انقلاب از آغاز تا امروز نه بی‌رحم و خون‌ریز بوده و نه منفعل و مردّد. با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده و از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است. این جوانمردی و مروّت انقلابی، این صداقت و صراحت و اقتدار، این دامنه‌ی عمل جهانی و منطقه‌ای در کنار مظلومان جهان، مایه‌ی سربلندی ایران و ایرانی است، و همواره چنین باد.

اینک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی، این بنده‌ی ناچیز مایلم با جوانان عزیزم، نسلی که پا به میدان عمل میگذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند، سخن بگویم. سخن اوّل درباره‌ی  گذشته است.

عزیزان! نادانسته‌ها را جز با تجربه‌ی خود یا گوش سپردن به تجربه‌ی دیگران نمیتوان دانست. بسیاری از آنچه را ما دیده و آزموده‌ایم، نسل شما هنوز نیازموده و ندیده است. ما دیده‌ایم و شما خواهید دید. دهه‌های آینده دهه‌های شما است و شمایید که باید کارآزموده و پُرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آن را هر چه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ (ارواحنافداه) است، نزدیک کنید. برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربه‌ها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزه‌ای قوی، تحریف و دروغ‌پردازی درباره‌ی گذشته و حتّی زمان حال را دنبال میکنند و از پول و همه‌ی ابزارها برای آن بهره میگیرند. رهن فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیاده نظامش نمیتوان شنید.

انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً: همه چیز علیه ما بود، چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه ‌بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اوّلین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه ــ و نه به زور شمشیر خود  ــ بر سرِ کار آمده بود، و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی، و چه وضع بشدّت نابسامان داخلی و عقب‌افتادگی شرم‌آور در علم و فنّاوری و ت و معنویّت و هر فضیلت دیگر.

ثانیاً: هیچ تجربه‌ی پیشینی و راه طی شده‌ای در برابر ما وجود نداشت. بدیهی است که قیامهای مارکسیستی و امثال آن نمیتوانست برای انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است، الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریّت و اسلامیّت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن، جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشه‌ی بزرگ امام خمینی، به دست نیامد. و این نخستین درخشش انقلاب بود.

پس آ‌نگاه انقلاب ملّت ایران، جهان دو قطبی آن روز را به جهان سه قطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانه‌ی جدید اسلام و استکبار» پدیده‌ی برجسته‌ی جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد. از سویی نگاه امیدوارانه‌ی ملّتهای زیر ستم و جریانهای آزادیخواه جهان و برخی دولتهای مایل به استقلال، و از سویی نگاه کینه‌ورزانه و بدخواهانه‌ی رژیم‌های زورگو و قلدرهای باج‌طلب عالم، بدان دوخته شد. بدین گونه مسیر جهان تغییر یافت و زله‌ی انقلاب، فرعونهای در بسترِ راحت آرمیده را بیدار کرد؛ دشمنی‌ها با همه‌ی شدّت آغاز شد و اگر نبود قدرت عظیم ایمان و انگیزه‌ی این ملّت و رهبری آسمانی و تأییدشده‌ی امام عظیم‌الشّأن ما، تاب آوردن در برابر آن همه خصومت و شقاوت و توطئه و خباثت، امکان‌پذیر نمیشد.

به رغم همه‌ی این مشکلات طاقت‌فرسا، جمهوری اسلامی روز به روز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو برداشت. این چهل سال، شاهد جهادهای بزرگ و افتخارات درخشان و پیشرفتهای شگفت‌آور در ایران اسلامی است. عظمت پیشرفتهای چهل‌ساله‌ی ملّت ایران آنگاه بدرستی دیده میشود که این مدّت، با مدّتهای مشابه در انقلابهای بزرگی همچون انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب هند مقایسه شود. مدیریّتهای جهادی الهام گرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل ما میتوانیم» که امام بزرگوار به همه‌ی ما آموخت، ایران را به عزّت و پیشرفت در همه‌ی عرصه‌ها رسانید.

انقلاب به یک انحطاط تاریخی طولانی پایان داد و کشور که در دوران پهلوی و قاجار بشدّت تحقیر شده و بشدّت عقب مانده بود، در مسیر پیشرفت سریع قرار گرفت؛ در گام نخست، رژیم ننگین سلطنت استبدادی را به حکومت مردمی و مردم‌سالاری تبدیل کرد و عنصر اراده‌ی ملّی را که جان‌مایه‌‌ی پیشرفت همه‌جانبه و حقیقی است در کانون مدیریّت کشور وارد کرد؛ آنگاه جوانان را میدان‌دار اصلی حوادث و وارد عرصه مدیریّت کرد؛ روحیه‌ و باور ما میتوانیم» را به همگان منتقل کرد؛ به برکت تحریم دشمنان،‌ اتّکاء به توانایی داخلی را به همه آموخت و این منشأ برکات بزرگ شد:

اوّلاً: ثبات و امنیّت کشور و تمامیّت ارضی و حفاظت از مرزها را که آماج تهدید جدّی دشمنان قرار گرفته بود ضمانت کرد و معجزه‌ی پیروزی در جنگ هشت‌ساله و شکست رژیم بعثی و پشتیبانان آمریکایی و اروپایی و شرقی‌اش را پدید ‌آورد.

ثانیاً: موتور پیشران کشور در عرصه‌ی علم و فنّاوری و ایجاد زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی و عمرانی شد که تا اکنون ثمرات بالنده‌ی آن روز به روز فراگیرتر میشود. هزاران شرکت دانش‌بنیان، هزاران طرح زیرساختی و ضروری برای کشور در حوزه‌های عمران و حمل و نقل و صنعت و نیرو و معدن و سلامت و کشاورزی و آب و غیره، میلیون‌ها تحصیل‌کرده‌ی دانشگاهی یا در حال تحصیل، هزاران واحد دانشگاهی در سراسر کشور، ده‌ها طرح بزرگ از قبیل چرخه‌ی سوخت هسته‌ای، سلّول‌های بنیادی، فناوری نانو، زیست‌فنّاوری و غیره با رتبه‌های نخستین در کلّ جهان، شصت برابر شدن صادرات غیرنفتی، نزدیک به ده برابر شدن واحدهای صنعتی، ده‌ها برابر شدن صنایع از نظر کیفی، تبدیل صنعت مونتاژ به فنّاوری بومی، برجستگی محسوس در رشته‌های گوناگون مهندسی از جمله در صنایع دفاعی، درخشش در رشته‌های مهم و حسّاس پزشکی و جایگاه مرجعیّت در آن و ده‌ها نمونه‌ی دیگر از پیشرفت، محصول آن روحیه و آن حضور و آن احساس جمعی است که انقلاب برای کشور به ارمغان آورد. ایرانِ پیش ‌از انقلاب، در تولید علم و فنّاوری صفر بود، در صنعت به‌جز مونتاژ و در علم به‌جز ترجمه هنری نداشت.

ثالثاً: مشارکت مردمی را در مسائل ی مانند انتخابات، مقابله با فتنه‌های داخلی، حضور در صحنه‌های ملّی و استکبارستیزی به اوج رسانید و در موضوعات اجتماعی مانند کمک‌رسانی‌ها و فعّالیّتهای نیکوکاری که از پیش ‌از انقلاب آغاز شده بود، افزایش چشمگیر داد. پس ‌از انقلاب، مردم در مسابقه‌‌ی خدمت‌رسانی در حوادث طبیعی و کمبودهای اجتماعی مشتاقانه شرکت میکنند.

رابعاً: بینش ی آحاد مردم و نگاه آنان به مسائل بین‌المللی را به گونه‌ی شگفت‌آوری ارتقاء داد. تحلیل ی و فهم مسائل بین‌المللی در موضوعاتی همچون جنایات غرب بخصوص آمریکا، مسئله‌ی فلسطین و ظلم تاریخی به ملّت آن، مسئله‌ی جنگ‌افروزی‌ها و رذالتها و دخالتهای قدرتهای قلدر در امور ملّتها و امثال آن را از انحصار طبقه‌ی محدود و عزلت‌‌گزیده‌ای به نام روشنفکر، بیرون آورد؛ این گونه روشنفکری میان عموم مردم در همه‌ی کشور و همه‌ی ساحتهای زندگی جاری شد و مسائلی از این دست حتّی برای نوجوانان و نونهالان، روشن و قابل فهم گشت.

خامساً: کفّه‌ی عدالت را در تقسیم امکانات عمومی کشور سنگین کرد. نیتی این حقیر از کارکرد عدالت در کشور به دلیل آنکه این ارزش والا باید گوهر بی‌همتا بر تارک نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز نیست، نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است. واقعیّت آن است که دستاوردهای مبارزه با بی‌عدالتی در این چهار دهه، با هیچ دوره‌ی دیگر گذشته قابل مقایسه نیست. در رژیم طاغوت بیشترین خدمات و درآمدهای کشور در اختیار گروه کوچکی از پایتخت‌نشینان یا همسانان آنان در برخی دیگر از نقاط کشور بود. مردم بیشتر شهرها بویژه مناطق دوردست و روستاها در آخر فهرست و غالباً محروم از نیازهای اوّلیه‌ی زیرساختی و خدمت‌رسانی بودند. جمهوری اسلامی در شمار موفّق‌ترین حاکمیّتهای جهان در جابه‌جایی خدمت و ثروت از مرکز به همه جای کشور، و از مناطق مرفّه‌نشین شهرها به مناطق پایین‌دست آن بوده است. آمار بزرگ راه‌سازی و خانه‌سازی و ایجاد مراکز صنعتی و اصلاح امور کشاورزی و رساندن برق و آب و مراکز درمانی و واحدهای دانشگاهی و سدّ و نیروگاه و امثال آن به دورترین مناطق کشور، حقیقتاً افتخارآفرین است؛ بی‌شک این همه، نه در تبلیغات نارسای مسئولان انعکاس یافته‌ و نه زبان بدخواهان خارجی و داخلی به آن اعتراف کرده است؛ ولی هست و حسنه‌ای برای مدیران جهادی و با اخلاص نزد خدا و خلق است. البتّه عدالت مورد انتظار در جمهوری اسلامی که مایل است پیرو حکومت علوی شناخته شود، بسی برتر از  اینها است و چشم امید برای اجرای آن به شما جوانها است که در ادامه بدان خواهم پرداخت.

سادساً: عیار معنویّت و اخلاق را در فضای عمومی جامعه بگونه‌ای چشمگیر افزایش داد. این پدیده‌ی مبارک را رفتار و منش حضرت امام خمینی در طول دوران مبارزه و پس ‌از پیروزی انقلاب، بیش ‌از هر چیز رواج داد؛ آن انسان معنوی و عارف و وارسته از پیرایه‌های مادّی، در رأس کشوری قرار گرفت که مایه‌های ایمان مردمش بسی ریشه‌دار و عمیق بود. هرچند دست تطاول تبلیغات مروّج فساد و بی‌بندوباری در طول دوران پهلوی‌ها به آن ضربه‌های سخت زده و لجنزاری از آلودگی اخلاقی غربی را به درون زندگی مردم متوسّط و بخصوص جوانان کشانده بود، ولی رویکرد دینی و اخلاقی در جمهوری اسلامی، دلهای مستعد و نورانی بویژه جوانان را مجذوب کرد و فضا به سود دین و اخلاق دگرگون شد. مجاهدتهای جوانان در میدانهای سخت از جمله دفاع مقدّس، با ذکر و دعا و روحیه‌ی برادری و ایثار همراه شد و ماجراهای صدر اسلام را زنده و نمایان در برابر چشم همه نهاد. پدران و مادران و همسران با احساس وظیفه‌ی دینی از عزیزان خود که به جبهه‌های گوناگون جهاد می‌شتافتند دل کندند و سپس، آنگاه که با پیکر خون‌آلود یا جسم آسیب‌دیده‌ی آنان روبه‌رو شدند، مصیبت را با شکر همراه کردند. مساجد و فضاهای دینی رونقی بی‌سابقه گرفت. صف نوبت برای اعتکاف از هزاران جوان و استاد و دانشجو و زن و مرد و صف نوبت برای اردوهای جهادی و جهادسازندگی و بسیج سازندگی از هزاران جوان داوطلب و فداکار آکنده شد. نماز و حج و روزه‌داری و پیاده‌روی زیارت و مراسم گوناگون دینی و انفاقات و صدقات واجب و مستحب در همه جا بویژه میان جوانان رونق یافت و تا امروز، روز به روز بیشتر و با کیفیت‌تر شده است. و اینها همه در دورانی اتّفاق افتاده که سقوط اخلاقی روزافزون غرب و پیروانش و تبلیغات پُر حجم آنان برای کشاندن مرد و زن به لجنزارهای فساد، اخلاق و معنویّت را در بخشهای عمده‌ی عالم منزوی کرده است؛ و این معجزه‌ای دیگر از انقلاب و نظام اسلامی فعّال و پیشرو است.

سابعاً: نماد پر ابّهت و با شکوه و افتخارآمیز ایستادگی در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان و در رأس آنان آمریکای جهان‌خوار و جنایت‌کار، روز به روز برجسته‌تر شد. در تمام این چهل سال، تسلیم‌ناپذیری و صیانت و پاسداری از انقلاب و عظمت و هیبت الهی آن و گردن برافراشته‌ی آن در مقابل دولتهای متکبّر و مستکبر، خصوصیّت شناخته‌شده‌ی ایران و ایرانی بویژه جوانان این مرز و بوم به شمار میرفته است. قدرتهای انحصارگر جهان که همواره حیات خود را در دست‌اندازی به استقلال دیگر کشورها و پایمال کردن منافع حیاتی آنها برای مقاصد شوم خود دانسته‌اند، در برابر ایران اسلامی و انقلابی، اعتراف به ناتوانی کردند. ملّت ایران در فضای حیات‌بخش انقلاب توانست نخست دست‌نشانده‌ی آمریکا و عنصر خائن به ملّت را از کشور برانَد و پس از ‌آن هم تا امروز از سلطه‌ی دوباره‌ی قلدران جهانی بر کشور با قدرت و شدّت جلوگیری کند.

جوانان عزیز! اینها بخشی محدود از سرفصل‌های عمده در سرگذشت چهل‌ساله‌ی انقلاب اسلامی است، انقلاب عظیم و پایدار و درخشانی که شما به توفیق الهی باید گام بزرگ دوّم را در پیشبرد آن بردارید.

محصول تلاش چهل‌ساله، اکنون برابر چشم ما است: کشور و ملّتی مستقل، آزاد، مقتدر، با عزّت، متدیّن، پیشرفته در علم، انباشته از تجربه‌هایی گرانبها، مطمئن و امیدوار، دارای تأثیر اساسی در منطقه و دارای منطق قوی در مسائل جهانی، رکورددار در شتاب پیشرفتهای علمی، ر کورددار در رسیدن به رتبه‌های بالا در دانشها و فنّاوری‌های مهم از قبیل هسته‌ای و سلّول‌های بنیادی و نانو و هوافضا و امثال آن، سرآمد در گسترش خدمات اجتماعی، سرآمد در انگیزه‌های جهادی میان جوانان، سرآمد در جمعیّت جوان کارآمد، و بسی ویژگی‌های افتخارآمیز دیگر که همگی محصول انقلاب و نتیجه‌ی جهت‌گیری‌های انقلابی و جهادی است. و بدانید که اگر بی‌توجّهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهه‌هایی از تاریخ چهل‌ساله نمیبود ــ که متأسّفانه بود و خسارت‌بار هم بود ــ بی‌شک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمیداشت.

ایران مقتدر، امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالشهای مستکبران روبه‌رو است امّا با تفاوتی کاملاً معنی‌دار. اگر آن روز چالش با آمریکا بر سر کوتاه کردن دست عمّال بیگانه یا تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در تهران یا رسوا کردن لانه‌ی جاسوسی بود، امروز چالش بر سرِ حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی و برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقه‌ی غرب آسیا و حمایت جمهوری اسلامی از مبارزات مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمین‌های اشغالی و دفاع از پرچم برافراشته‌ی حزب‌اللّه و مقاومت در سراسر این منطقه است. و اگر آن روز، مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود،‌ امروز مشکل او جلوگیری از انتقال سلاحهای پیشرفته‌ی ایرانی به نیروهای مقاومت است. و اگر آن روز گمان آمریکا آن بود که با چند ایرانی خودفروخته یا با چند هواپیما و بالگرد خواهد توانست بر نظام اسلامی و ملّت ایران فائق آید، امروز برای مقابله‌ی ی و امنیّتی با جمهوری اسلامی، خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از ده‌ها دولت معاند یا مرعوب میبیند و البتّه باز هم در رویارویی، شکست میخورد. ایران به برکت انقلاب، اکنون در جایگاهی متعالی و شایسته‌ی ملّت ایران در چشم جهانیان و عبور کرده از بسی گردنه‌های دشوار در مسائل اساسی خویش است.

امّا راه طی شده فقط قطعه‌ای از مسیر افتخارآمیز به سوی آرمانهای بلند نظام جمهوری اسلامی است. دنباله‌ی این مسیر که به گمان زیاد، به دشواریِ گذشته‌ها نیست، باید با همّت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعّالان جوان، در همه‌ی میدانهای ی و اقتصادی و فرهنگی و بین‌المللی و نیز در عرصه‌های دین و اخلاق و معنویّت و عدالت، باید شانه‌های خود را به زیر بار مسئولیّت دهند، از تجربه‌ها و عبرتهای گذشته بهره گیرند، نگاه انقلابی و روحیه‌ی انقلابی و عمل جهادی را به کار بندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته‌ی اسلامی بسازند.

نکته‌ی مهمّی که باید آینده‌سازان در نظر داشته باشند، این است که در کشوری زندگی میکنند که از نظر ظرفیّتهای طبیعی و انسانی، کم‌نظیر است و بسیاری از این ظرفیّتها با غفلت دست‌اندرکاران تاکنون بی‌استفاده یا کم‌استفاده مانده است. همّتهای بلند و انگیزه‌های جوان و انقلابی، خواهند توانست آنها را فعّال و در پیشرفت مادّی و معنوی کشور به معنی واقعی جهش ایجاد کنند.

مهم‌ترین ظرفیّت امیدبخش کشور، نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است. جمعیّت جوان زیر ۴۰ ‌سال که بخش مهمّی از آن نتیجه‌ی موج جمعیّتی ایجاد شده در دهه‌ی ۶۰ است، فرصت ارزشمندی برای کشور است. ۳۶ میلیون نفر در سنین میانه‌ی ۱۵ و ۴۰ سالگی، نزدیک به ۱۴ میلیون نفر دارای تحصیلات عالی، رتبه‌ی دوّم جهان در دانش‌آموختگان علوم و مهندسی، انبوه جوانانی که با روحیه‌ی انقلابی رشد کرده و آماده‌ی تلاش جهادی برای کشورند، و جمع چشمگیر جوانان محقّق و اندیشمندی که به آفرینشهای علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند؛ اینها ثروت عظیمی برای کشور است که هیچ اندوخته‌ی مادّی با آن مقایسه نمیتواند شد.

به‌جز اینها، فرصتهای مادّی کشور نیز فهرستی طولانی را تشکیل میدهد که مدیران کارآمد و پُرانگیزه و خردمند میتوانند با فعّال کردن و بهره‌گیری از آن، درآمدهای ملّی را با جهشی نمایان افزایش داده و کشور را ثروتمند و بی‌نیاز و به معنی واقعی دارای اعتماد به نفس کنند و مشکلات کنونی را برطرف نمایند. ایران با دارا بودن یک درصد جمعیّت جهان، دارای ۷ درصد ذخایر معدنی جهان است: منابع عظیم زیرزمینی، موقعیت استثنائی جغرافیایی میان شرق و غرب و شمال و جنوب، بازار بزرگ ملّی، بازار بزرگ منطقه‌ای با داشتن ۱۵ همسایه با ۶۰۰ میلیون جمعیّت، سواحل دریایی طولانی، حاصلخیزی زمین با محصولات متنوّع کشاورزی و باغی، اقتصاد بزرگ و متنوع، بخشهایی از ظرفیّتهای کشور است؛ بسیاری از ظرفیّتها دست‌نخورده مانده است. گفته شده‌ است که ایران از نظر ظرفیّتهای استفاده نشده‌ی طبیعی و انسانی در رتبه‌ی اوّل جهان است. بی‌شک شما جوانان مؤمن و پُرتلاش خواهید توانست این عیب بزرگ را برطرف کنید. دهه‌ی دوّم چشم‌انداز، باید زمان تمرکز بر بهره‌برداری از دستاوردهای گذشته و نیز ظرفیّتهای استفاده نشده باشد و پیشرفت کشور از جمله در بخش تولید و اقتصاد ملّی ارتقاء یابد.

اکنون به شما فرزندان عزیزم در مورد چند سرفصل اساسی توصیه‌هایی میکنم. این سرفصل‌ها عبارتند از: علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی.

امّا پیش از همه چیز، نخستین توصیه‌ی من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همه‌ی قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت. آنچه میگویم یک امید صادق و متّکی به واقعیّتهای عینی است. این‌جانب همواره از امید کاذب و فریبنده‌ دوری جسته‌ام، امّا خود و همه را از نومیدی بی‌جا و ترس کاذب نیز برحذر داشته‌‌ام و برحذر میدارم. در طول این چهل سال ــ و اکنون مانند همیشه ــ ت تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعّال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه‌ نشان دادن واقعیّتها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه‌‌ی همیشگی هزاران رسانه‌ی صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت میکنند. شما جوانان باید پیش‌گام در شکستن این محاصره‌ی تبلیغاتی باشید. در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشه‌ای‌ترین جهاد شما است. نشانه‌های امیدبخش ــ که به برخی از آنها اشاره شد ــ در برابر چشم شما است. رویشهای انقلاب بسی فراتر از ریزشها است و دست و دلهای امین و خدمتگزار، بمراتب بیشتر از مفسدان و خائنان و کیسه‌دوختگان است. دنیا به جوان ایرانی و پایداری ایرانی و ابتکارهای ایرانی، در بسیاری از عرصه‌ها با چشم تکریم و احترام مینگرد. قدر خود را بدانید و با قوّت خداداد، به سوی ‌آینده خیز بردارید و حماسه بیافرینید.

و امّا توصیه‌ها:

۱) علم و پژوهش: دانش،‌ آشکارترین وسیله‌ی عزّت و قدرت یک کشور است. روی دیگر دانایی، توانایی است. دنیای غرب به برکت دانش خود بود که توانست برای خود ثروت و نفوذ و قدرت دویست ساله فراهم کند و با وجود تهیدستی در بنیانهای اخلاقی و اعتقادی، با تحمیل سبک زندگی غربی به جوامع عقب‌مانده از کاروان علم، اختیار ت و اقتصاد آنها را به دست گیرد. ما به سوءاستفاده از دانش مانند آنچه غرب کرد، توصیه نمیکنیم، اما مؤکّداً به نیاز کشور به جوشاندن چشمه‌ی دانش در میان خود اصرار میورزیم. بحمداللّه استعداد علم و تحقیق در ملّت ما از متوسّط جهان بالاتر است. اکنون نزدیک به دو دهه است که رستاخیز علمی در کشور آغاز شده و با سرعتی که برای ناظران جهانی غافلگیرکننده بود ــ یعنی یازده برابر شتاب رشد متوسّط علم در جهان ــ به پیش رفته است. دستاوردهای دانش و فنّاوری ما در این مدّت که ما را به رتبه شانزدهم در میان بیش از دویست کشور جهان رسانید و مایه‌ی شگفتی ناظران جهانی شد و در برخی از رشته‌های حسّاس و نو پدید به رتبه‌های نخستین ارتقاء داد، همه و همه در حالی اتّفاق افتاده که کشور دچار تحریم مالی و تحریم علمی بوده است. ما با وجود شنا در جهت مخالف جریان دشمن‌ساز، به رکوردهای بزرگ دست یافته‌ایم و این نعمت بزرگی است که به خاطر آن باید روز و شب خدا را سپاس گفت.

امّا آنچه من میخواهم بگویم این است که این راه طی شده، با همه‌ی اهمیّتش فقط یک آغاز بوده است و نه بیشتر. ما هنوز از قلّه‌های دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّه‌ها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهم‌ترین رشته‌ها عبور کنیم. ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم؛ ما از صفر شروع کرده‌ایم. عقب‌ماندگی شرم‌آور علمی در دوران پهلوی‌ها و قاجارها در هنگامی که مسابقه‌ی علمی دنیا تازه شروع شده بود، ضربه‌ی سختی بر ما وارد کرده و ما را از این کاروان شتابان، فرسنگها عقب نگه داشته بود. ما اکنون حرکت را ‌آغاز کرده و با شتاب پیش میرویم ولی این شتاب باید سالها با شدّت بالا ادامه یابد تا آن عقب‌افتادگی جبران شود. این‌جانب همواره به دانشگاه‌ها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان، گرم و قاطع و جدّی در این باره تذکّر و هشدار و فراخوان داده‌ام، ولی اینک مطالبه‌ی عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسئولیّت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید. سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب، شهیدانی از قبیل شهدای هسته‌ای نیز داده است. به‌پاخیزید و دشمن بدخواه و کینه‌توز را که از جهاد علمی شما بشدّت بیمناک است ناکام سازید.

۲) معنویّت و اخلاق: معنویّت به معنی برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضلیت‌هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتماد به نفس و دیگر خلقیّات نیکو است. معنویّت و اخلاق، جهت‌دهنده‌ی همه‌ی حرکتها و فعّالیّتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادّی، بهشت میسازد و نبودن آن حتّی با برخورداری مادّی، جهنّم می‌آفریند.

شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار می‌آورد؛ این، بی‌گمان محتاج جهاد و تلاش است و این تلاش و جهاد، بدون همراهی حکومتها توفیق چندانی نخواهد یافت. اخلاق و معنویّت، البتّه با دستور و فرمان به دست نمی‌آید، پس حکومتها نمیتوانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند، امّا اوّلاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند، و ثانیاً زمینه‌ را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند و به نهادهای اجتماعی در این باره میدان دهند و کمک برسانند؛ با کانونهای ضدّ معنویّت و اخلاق، به شیوه‌ی معقول بستیزند و خلاصه اجازه ندهند که جهنّمی‌ها مردم را با زور و فریب، جهنّمی کنند.

ابزارهای رسانه‌ای پیشرفته و فراگیر، امکان بسیار خطرناکی در اختیار کانونهای ضدّ معنویّت و ضدّ اخلاق نهاده است و هم‌اکنون تهاجم روزافزون دشمنان به دلهای پاک جوانان و نوجوانان و حتّی نونهالان با بهره‌گیری از این ابزارها را به چشم خود می‌بینیم. دستگاه‌های مسئول حکومتی در این باره وظایفی سنگین بر عهده دارند که باید هوشمندانه و کاملاً مسئولانه صورت گیرد. و این البتّه به معنی رفع مسئولیّت از اشخاص و نهادهای غیرحکومتی نیست. در دوره‌ی پیش ‌رو باید در این باره‌ها برنامه‌های کوتاه مدّت و میان مدّت جامعی تنظیم و اجرا شود؛ ان‌شاء‌اللّه.

۳) اقتصاد: اقتصاد یک نقطه‌ی کلیدیِ تعیین‌کننده است. اقتصاد قوی، نقطه‌ی قوّت و عامل مهمّ سلطه‌ناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطه‌ی ضعف و زمینه‌‌ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادّیات و معنویّات بشر، اثر میگذارد. اقتصاد البتّه هدف جامعه‌ی اسلامی نیست، امّا وسیله‌ای است که بدون آن نمیتوان به هدفها رسید. تأکید بر تقویت اقتصاد مستقلّ کشور که مبتنی‌ بر تولید انبوه و با کیفیّت، و توزیع عدالت‌محور، و مصرف به اندازه و بی‌ اسراف، و مناسبات مدیریّتی خردمندانه است و در سالهای اخیر از سوی این‌جانب بارها تکرار  و بر آن تأکید شده، به خاطر همین تأثیر شگرفی است که اقتصاد میتواند بر زندگی امروز و فردای جامعه بگذارد.

انقلاب اسلامی راه نجات از اقتصاد ضعیف و وابسته و فاسد دوران طاغوت را به ما نشان داد، ولی عملکردهای ضعیف، اقتصاد کشور را از بیرون و درون دچار چالش ساخته است. چالش بیرونی تحریم و وسوسه‌ها‌ی دشمن است که در صورت اصلاح مشکل درونی، کم‌اثر و حتّی بی اثر خواهد شد. چالش درونی عبارت از عیوب ساختاری و ضعفهای مدیریّتی است.

مهم‌ترین عیوب، وابستگی اقتصاد به نفت، دولتی بودن بخشهایی از اقتصاد که در حیطه‌ی وظایف دولت نیست، نگاه به خارج و نه به توان و ظرفیّت داخلی، استفاده‌ی اندک از ظرفیّت نیروی انسانی کشور، بودجه‌بندی معیوب و نامتوازن، و سرانجام عدم ثبات تهای اجرائی اقتصاد و عدم رعایت اولویّتها و وجود هزینه‌های زائد و حتّی مسرفانه در بخشهایی از دستگاه‌های حکومتی است. نتیجه‌ی اینها مشکلات زندگی مردم از قبیل بی‌کاری جوانها، فقر درآمدی در طبقه‌ی ضعیف و امثال آن است.

راه‌حلّ این مشکلات، ت‌های اقتصاد مقاومتی است که باید برنامه‌های اجرائی برای همه‌ی بخشهای آن تهیّه و با قدرت و نشاط کاری و احساس مسئولیّت، در دولتها پیگیری و اقدام شود. درون‌زایی اقتصاد کشور، مولّد شدن و دانش‌بنیان شدن آن، مردمی کردن اقتصاد و تصدّیگری نکردن دولت، برون‌گرایی با استفاده از ظرفیّتهایی که قبلاً به آن اشاره شد، بخشهای مهمّ این راه‌حل‌ها است. بی‌گمان یک مجموعه‌ی جوان و دانا و مؤمن و مسلّط بر دانسته‌های اقتصادی در درون دولت خواهند توانست به این مقاصد برسند. دوران پیشِ‌ رو باید میدان فعّالیّت چنین مجموعه‌ای باشد.

جوانان عزیز در  سراسر کشور بدانند که همه‌ی راه‌حل‌ها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه‌حل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه‌زدن بر پنجه‌ی گرگ است» خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط، هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلت‌زدگان داخلی صادر میشود، امّا منشأ آن، کانونهای فکر و توطئه‌ی خارجی است که با صد زبان به تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران و افکار عمومی داخلی القاء میشود.

۴) عدالت و مبارزه با فساد: این دو لازم و موم یکدیگرند. فساد اقتصادی و اخلاقی و ی، توده‌ی چرکین کشورها و نظامها و اگر در بدنه‌ی حکومتها عارض شود، زله‌ی ویرانگر و ضربه‌زننده به مشروعیّت آنها است؛ و این برای نظامی چون جمهوری اسلامی که نیازمند مشروعیّتی فراتر از مشروعیّتهای مرسوم و مبنائی‌تر از مقبولیّت اجتماعی است، بسیار جدّی‌تر و بنیانی‌تر از دیگر نظامها است. وسوسه‌ی مال و مقام و ریاست، حتّی در عَلَوی‌ترین حکومت تاریخ یعنی حکومت خود حضرت امیر‌‌المؤمنین (علیه‌السّلام) کسانی را لغزاند، پس خطر بُروز این تهدید در جمهوری اسلامی هم که روزی مدیران و مسئولانش مسابقه‌ی زهد انقلابی و ساده زیستی میدادند، هرگز بعید نبوده و نیست؛ و این ایجاب میکند که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سه گانه حضور دائم داشته باشد و به معنای واقعی با فساد مبارزه کند، بویژه در درون دستگاه‌های حکومتی.

البتّه نسبت فساد در میان کارگزاران حکومت جمهوری اسلامی در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر و بخصوص با رژیم طاغوت که سر تا پا فساد و فسادپرور بود، بسی کمتر است و بحمداللّه مأموران این نظام غالباً سلامت خود را نگاه داشته‌اند، ولی حتّی آنچه هست غیرقابل قبول است. همه باید بدانند که طهارت اقتصادی شرط مشروعیّت همه‌ی مقامات حکومت جمهوری اسلامی است. همه باید از شیطان حرص برحذر باشند و از لقمه‌ی حرام بگریزند و از خداوند در این‌باره کمک بخواهند و دستگاه‌های نظارتی و دولتی باید با قاطعیّت و حساسیّت، از تشکیل نطفه‌ی فساد پیشگیری و با رشد آن مبارزه کنند. این مبارزه نیازمند انسانهایی با ایمان و جهادگر، و منیع‌الطّبع با دستانی پاک و دلهایی نورانی است. این مبارزه بخش اثرگذاری است از تلاش همه‌جانبه‌ای که نظام جمهوری اسلامی باید در راه استقرار عدالت به کار برد.

عدالت در صدر هدفهای اوّلیّه‌ی همه‌‌ی بعثتهای الهی است و در جمهوری اسلامی نیز دارای همان شأن و جایگاه است؛ این، کلمه‌ای مقدّس در همه‌ی زمانها و سرزمین‌ها است و به صورت کامل، جز در حکومت حضرت ولیّ‌عصر (ارواحنافداه) میسّر نخواهد شد ولی به صورت نسبی، همه جا و همه وقت ممکن و فریضه‌ای بر عهده‌ی همه بویژه حاکمان و قدرتمندان است. جمهوری اسلامی ایران در این راه گامهای بلندی برداشته است که قبلاً بدان اشاره‌ای کوتاه رفت؛ و البتّه در توضیح و تشریح آن باید کارهای بیشتری صورت گیرد و توطئه‌ی واژگونه‌نمایی و لااقل سکوت و پنهان‌سازی که اکنون برنامه‌ی جدّی دشمنان انقلاب است، خنثی گردد.

با این همه اینجانب به جوانان عزیزی که آینده‌ی کشور، چشم انتظار آنها است صریحاً میگویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید میشده و بشود، دارای فاصله‌‌ای ژرف است. در جمهوری اسلامی، دلهای مسئولان به طور دائم باید برای رفع محرومیّتها بتپد و از شکافهای عمیق طبقاتی بشدّت بیمناک باشد. در جمهوری اسلامی کسب ثروت نه‌تنها جرم نیست که مورد تشویق نیز هست، امّا تبعیض در توزیع منابع عمومی و میدان دادن به ویژه‌خواری و مدارا با فریبگران اقتصادی که همه به بی‌عدالتی می‌انجامد، بشدّت ممنوع است؛ همچنین غفلت از قشرهای نیازمند حمایت، به هیچ رو مورد قبول نیست. این سخنان در قالب تها و قوانین، بارها تکرار شده است ولی برای اجرای شایسته‌ی آن چشم امید به شما جوانها است؛ و اگر زمام اداره‌ی بخشهای گوناگون کشور  به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان ــ که بحمداللّه کم نیستند ــ سپرده شود، این امید برآورده خواهد شد؛ ان‌شاءاللّه.

۵) استقلال و آزادی: استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطه‌گر جهان است. و آزادی اجتماعی به معنای حقّ تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ی افراد جامعه است؛ و این هر دو از جمله‌ی ارزشهای اسلامی‌اند و این هر دو عطیّه‌ی الهی به انسانها‌یند و هیچ کدام تفضّل حکومتها به مردم نیستند. حکومتها موظّف به تأمین این دو اند. منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر میدانند که برای آن جنگیده‌اند. ملّت ایران با جهاد چهل‌ساله‌ی خود از جمله‌ی آنها است. استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی، دستاورد، بلکه خون‌آوردِ صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان، ولی همه در رتبه‌های رفیع انسانیّت. این ثمر شجره‌ی طیّبه‌ی انقلاب را با تأویل و توجیه‌های ساده‌لوحانه و بعضاً مغرضانه، نمیتوان در خطر قرار داد. همه ــ مخصوصاً دولت جمهوری اسلامی‌ــ موظّف به حراست از آن با همه‌ی وجودند. بدیهی است که استقلال» نباید به معنی زندانی کردن ت و اقتصاد کشور در میان مرزهای خود، و آزادی» نباید در تقابل با اخلاق و قانون و ارزشهای الهی و حقوق عمومی تعریف شود.

۶) عزّت ملّی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن: این هر سه، شاخه‌هایی از اصلِ عزّت، حکمت، و مصلحت» در روابط بین‌المللی‌اند. صحنه‌ی جهانی، امروز شاهد پدیده‌هایی است که تحقّق یافته یا در آستانه‌‌ی ظهورند: تحرّک جدید نهضت بیداری اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطه‌ی آمریکا و صهیونیسم؛ شکست ت‌های آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا و زمین‌گیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه؛ گسترش حضور قدرتمندانه‌ی ی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه.

اینها بخشی از مظاهر عزّت جمهوری اسلامی است که جز با شجاعت و حکمت مدیران جهادی به دست نمی‌آمد. سردمداران نظام سلطه نگرانند؛ پیشنهادهای آنها عموماً شامل فریب و خدعه و دروغ است. امروز ملّت ایران علاوه‌ بر آمریکای جنایت‌کار، تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعه‌گر و غیرقابل اعتماد میداند. دولت جمهوری اسلامی باید مرزبندی خود را با آنها با دقّت حفظ کند؛ از ارزشهای انقلابی و ملّی خود، یک گام هم عقب‌نشینی نکند؛ از تهدیدهای پوچ آنان نهراسد؛ و در همه حال، عزّت کشور و ملّت خود را در نظر داشته باشد و حکیمانه و مصلحت‌جویانه و البتّه از موضع انقلابی، مشکلات قابل حل خود را با آنان حل کند. در مورد آمریکا حلّ هیچ مشکلی متصوّر نیست و مذاکره با آن جز زیان مادّی و معنوی محصولی نخواهد داشت.

۷) سبک زندگی: سخن لازم در این باره بسیار است. آن را به فرصتی دیگر وامیگذارم و به همین جمله اکتفا میکنم که تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و ی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است.

در پایان از حضور سرافرازانه و افتخارانگیز و دشمن‌شکن ملّت عزیز در بیست‌ودوّم بهمن و چهلمین سالگرد انقلاب عظیم اسلامی تشکّر میکنم و پیشانی سپاس بر درگاه حضرت حق میسایم. سلام بر حضرت بقیّة‌اللّه (ارواحنا فداه)؛ سلام بر ارواح طیّبه‌ی شهیدان والا مقام و روح مطهّر امام بزرگوار؛ و سلام بر همه‌ی ملّت عزیز ایران و سلام ویژه به جوانان.

دعاگوی شما

سیّدعلی ‌ای
۲۲ / بهمن‌ماه / 1397


 *****

3

یا فاطمه ای منشاء خـــیر و بــرکات

مــهر تـو بود قـبولی صــوم و صـلات

فـرموده نبـی خـدا گــــــناهش بـخشد

هـر کس کـه بـرای تـو فـرستد صلوات

سیدرضاموید

 *****

4

دریاست نبی و گوهرش فاطمه است

مولاست علی و همسرش فاطمه است

با آنکه حسین است پناه دو جهان

او خود به پناه مادرش فاطمه است

 سیدرضا مؤید

 *****

5

یا فاطمه جان! دست من و دامانت

ای چشم امید همه بر احسانت

بادا به فدایت پدر و مادر من

ای گفته پیمبر، پدرت قربانت

 سید رضا مؤید

 *****

6

ای آنکه  خدایت ز هواداران است

نازل به جهانْ فیض تو چون باران است

یا فاطمه مِهر تو بوَد روح نماز

مهر تو شفاعت گنهکاران است

 سیدرضا مؤید

 *****

7

ای خاک ره تو تاج سرها زهرا

ای قبر تو مخفی ز نظرها زهرا

تا باب شفاعت تو باز است چه غم؟

گر بسته شود تمام درها زهرا

 محمدجواد غفور زاده

شفق

 *****

8

بزمی به حریم کبریا برپا شد

کوثر زخدا به مصطفی اعطا شد

یک قطره زآب کوثر افتاده به خاک

صد شاخه گُل محمدی پیدا شد

 محمدعلی مردانی

 *****

9

شب میلاد زهرای بتول است

ز یُمن او دعا امشب قبول است

شب فیض و شب قرآن، شب نور

شب اعطای کوثر بر رسول است

  حسان

 *****

10

چون فاطمه مظهر خدای یکتاست

انوار خدا ز روی زهرا پیداست

همتای علی، در دو جهان بی همتاست

زهراست محمد و محمد زهراست

   حسان


????#اطلاعیه| پذیرش سراسری حوزه‌های علمیه برادران سال تحصیلی 99-98

????شرایط ثبت نام:
▫️ قبولی حداقل پایه نهم دوره اول متوسطه با حداکثر سن سال (متولدین 1380)؛
▫️ مدت خدمت سربازی به حداکثر سن اضافه می‌شود؛
▫️حداقل مدرک متقاضیان دوره سفیران هدایت دیپلم، پیش دانشگاهی و یا دوازدهم دوره دوم متوسطه می‌باشد؛
▫️موفقیت در آزمون ورودی و مصاحبه؛
▫️نداشتن منع قانونی از نظر نظام وظیفه

???? اطلاع‌بیشتر: yon.ir/hoze99

 

 


احکام ماه مبارک رمضان

گزیده‌ای از بیانات مقام معظم رهبری (دام ظله)

رمضان، ماه پاک شدن و طهارت قلب و ماه مغفرت است؛ چون خدای متعال استغفار را در این ماه بیش از دیگر ایام سال مورد لطف و عنایت خود قرار میدهد. لذا در یک روایت وارد شده است که فمن لم یغفر له فی رمضان ففی ایّ شهر یغفر له»؛ اگر کسی در ماه رمضان - که درهای رحمت و مغفرت الهی به روی انسانها گشوده است - نتواند به مغفرت و رحمت الهی دست پیدا کند، پس کِی چنین توفیقی نصیب او خواهد شد؟

۱۳۸۴/۰۷/۲۹

 

ماه رمضان تالار ضیافت الهی است؛ یک تالار عظیم که اگر کسی وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت کرد که از آنچه در آن‌جا خدای متعال آماده کرده، به خودش بهره‌یی برساند، بهره‌ی فراوانی خواهد برد که آن بهره در ماه شوال و ماه‌های دیگرِ سال نیست؛ فقط مخصوص ماه رمضان است.

۱۳۸۳/۰۷/۱۳


 

احکام روزه


۱- روزه در شرع مقدس اسلام آن است که انسان در تمام روز،‌ با قصد اطاعت از فرمان خداوند، از خوردن و آشامیدن و چیزهای دیگری که به تفصیل گفته خواهد شد، خودداری کند.

نیت 

۲- روزه مانند همه‌ی عبادتهای دیگر باید با نیت همراه باشد، بدین معنی که: خودداری انسان از خوردن و آشامیدن و سایر چیزهای باطل کننده‌ی روزه، بخاطر دستور خداوند باشد. و همین که چنین عزمی در او باشد کافی است و لازم نیست آن را بر زبان بیاورد.

۳- از آنجا که شروع روزه از اول فجر است، نیت آن هم باید از آن لحظه به تأخیر نیفتد، و بهتر آن است که پیش از فرا رسیدن فجر، نیت روزه کند.

۴- اگر مریض در اثنای روز ماه رمضان خوب شود، واجب نیست که نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد. ولی اگر پیش از ظهر باشد و کاری که روزه را باطل می‌کند از او سر نزده باشد احتیاط مستحب آن است که نیت روزه کند و روزه بگیرد و پس از ماه رمضان باید آن روز را قضا کند.

۵- روزی که انسان شک دارد که آخر شعبان است یا اول ماه رمضان (یوم الشک) واجب نیست روزه بگیرد، و اگر بخواهد روزه بگیرد نمی‌‌تواند نیّت روزه‌ی رمضان کند، بلکه می‌‌تواند قصد روزه‌ی مستحبی آخر شعبان یا روزه‌ی قضا یا مانند آن کند و اگر بعداً معلوم شود که رمضان بوده از رمضان حساب می‌‌شود و قضای آن روز لازم نیست، و اگر در اثنای روز بفهمد که ماه رمضان است باید از همان لحظه نیّت روزه‌ی رمضان کند.


چیزهایی که روزه را باطل می‌کند

۶- نُه چیز روزه را باطل می‌کند : اول خوردن و آشامیدن دوم: آمیزش جنسی، سوم: آنکه کاری کند که منی از او بیرون آید .(استمنا) چهارم: دروغ بستن به خدا و پیامبر و ائمه علیهم السلام، پنجم: رسانیدن غبار غلیظ به حلق، ششم: فرو بردن تمام سر در آب، هفتم: با حال جنابت یا حیض یا نفاس به اذان صبح رسیدن، هشتم: اماله با چیزهای روان، نهم: عمداً قی کردن. [موارد چهارم تا ششم بنابراحتیاط واجب مبطل است]

۱ـ خوردن و آشامیدن

۷- اگر روزه‌دار عمداً و آگاهانه چیزی بخورد یا بیاشامد روزه‌ی او باطل می‌شود خواه آن چیز از خوراکیها و آشامیدنیهای معمول باشد و خواه از چیزهای غیرخوراکی مانند کاغذ یا پارچه و امثال آن باشد و خواه زیاد یا کم باشد مانند قطره‌ی بسیار کوچک آب یا خرده‌ی کوچکی از نان.

۸-اگر روزه‌دار، چیزی را که لای دندان مانده است عمداً فرو ببرد، روزه‌اش باطل می‌شود.

۹- فرو بردن آب دهان روزه را باطل نمی‌کند.

۱۰- احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از استعمال آمپولهای مقوی یا مغذّی، یا آمپولهائی که به رگ تزریق می‌شود و نیز انواع سِرمهای خودداری کند. ولی تزریق آمپول برای بی‌حس کردن و نیز دارو گذاشتن در زخمها و جراحتها اشکال ندارد.

۱۱-احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدری که از راه بینی یا زیر زبان جذب می‌شود خودداری کند.

۱۲- انسان نمی‌تواند بخاطر ضعف، روزه را بخورد ولی هر وقت دچار حرج و مشقّت شدند، می‌‌توانند افطار نموده و بعدا باید روزه آن روز را قضا نمایند.


۲ـ آمیزش جنسی

۱۳-آمیزش جنسی روزه را باطل می‌کند، هر چند منی بیرون نیاید.

۱۴-  اگر فراموش کند که روزه است و آمیزش جنسی کند، روزه‌‌ی او باطل نمی‌شود، ولی هر لحظه که یادش آمد باید فوراً از حال آمیزش خارج شود وگرنه روزه‌اش باطل است.


۳ـ خود یی جنسی( استمناء)

۱۵-اگر روزه‌دار عمداً کاری کند که منی از او بیرون بیاید روزه‌اش باطل می‌شود.

۱۶- محتلم شدن در روز (خروج منی در حال خواب) روزه را باطل نمی‌کند، و هر گاه روزه‌دار بداند که اگر در روز بخوابد محتلم می‌شود، لازم نیست از خواب خود جلوگیری کند.

۱۷-اگر روزه‌دار در حال بیرون آمدن منی از خواب بیدار شود، واجب نیست از آن جلوگیری کند.


۴ـ دروغ بستن به خدا و پیامبر

۱۸- دروغ بستن به خدا و پیامبران و معصومین علیهم السلام بنابر احتیاط، موجب باطل شدن روزه می‌شود، هر چند بعداً توبه کند و بگوید که دروغ بسته است.

۱۹- نقل روایاتی که در کتب آمده است و انسان نمی‌داند که دروغ باشد، اشکال ندارد. هر چند احتیاط آن است که آنها را با نسبت به آن کتاب نقل کند.


۵ـ رساندن غبار غلیظ به حلق

۲۰- روزه‌دار بنابر احتیاط واجب باید غبار غلیظ را ـ مانند غباری که از جارو کردنِ زمین خاکی بر می‌خیزد ـ فرو ندهد، همچنین دود سیگار و دیگر دخانیات بنابر احتیاط واجب روزه را باطل می‌کند.


۶ـ فرو بردن سر در آب

۲۱- اگر روزه‌دار عمداً تمام سر را در آب فرو ببرد، بنابر احتیاط واجب روزه‌اش باطل است و باید روزه‌ی آن روز را قضا کند.

۲۲- در حکم مسئله‌ی قبل فرقی نیست میان اینکه در هنگام فرو بردن سر در آب، بدن او نیز در آب باشد یا اینکه بدن او در بیرون باشد و فقط سر را در آب فرو ببرد.


۷ـ باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح

۲۳- کسی که در شب ماه رمضان دچار جنابت است باید تا پیش از اذان صبح غسل کند. اگر جنب عمداً تا آن هنگام غسل نکند روزه‌اش باطل است. این حکم در مورد روزه‌ی قضای ماه رمضان نیز جاری است.

۲۴- اگر در شب ماه رمضان جنب شود و بدون تعمد تا اذان صبح غسل نکند، مثل اینکه در خواب جنب شود و خواب او تا بعد از اذان صبح ادامه یابد، روزه‌اش صحیح است.

۲۵- کسی‌ که در بیداری جنب شده یا پس از جنب شدن در حال خواب، بیدار شده، و می‌داند که اگر بخواب رود، تا پیش از اذان صبح برای غسل بیدار نخواهد شد، جایز نیست قبل از غسل کردن بخوابد، و اگر خوابید و پیش از اذان غسل نکرد، روزه‌اش باطل است ولی‌ اگر احتمال می‌دهد که پیش از اذان صبح برای غسل بیدار خواهد شد و تصمیم بر غسل داشته باشد ولی بیدار نشود، روزه‌اش صحیح است ولی اگر دوباره خوابید و تا صبح بیدار نشد، باید قضای آن روز را بجا آورد.

۲۶- کسی‌ که در شب ماه رمضان وظیفه دارد غسل کند، اگر به دلیل تنگی وقت یا مضر بودن آب و امثال آن نتواند غسل کند، باید تیمم بدل از غسل بجا آورد.

۲۷-اگر در حال روزه در خواب جنب شود، روزه‌اش باطل نمی‌شود.

۲۸- اگر روزه‌دار در روز ماه رمضان و سایر ایام که روزه است در حال خواب جنب شد، پس از بیدار شدن واجب نیست فوراً غسل کند.

۲۹- زنی که عادت ماهانه پاک شده و باید غسل کند و همچنین زنی که از نفاس (خونریزی زایمان) پاک شده و غسل بر او واجب است، اگر غسل را تا اذان صبح روز ماه رمضان تأخیر اندازد روزه‌اش باطل است.

۳۰-زن اگر در حال روزه دچار عادت ماهیانه و یا زایمان شد، روزه‌‌ی او باطل می‌شود.


۸ـ اماله کردن

۳۱- اماله کردن با چیز روان، اگر چه از روی ناچاری و برای معالجه باشد، روزه را باطل می‌کند.


۹ـ قی کردن عمدی

۳۲- هرگاه روزه‌دار عمداً قی کند اگر چه بواسطه‌ی بیماری و مانند آن ناچار به این کار باشد، روزه‌اش باطل می‌شود ولی اگر سهواً یا بی‌اختیار قی کند اشکال ندارد.

۳۳- اگر در هنگام آروغ زدن چیزی در دهانش بیاید باید آن را بیرون بریزد و اگر بی‌اختیار فرو رود روزه‌اش صحیح است.


وجوب کفاره

۳۴- کارهایی که روزه را باطل می‌کند، هر گاه عمداً و از روی اختیار باشد، علاوه بر قضای روزه‌ی آن روز، کفاره را نیز بر انسان واجب می‌سازد. بجز در موردی که در مسئله‌ی بعد گفته خواهد شد. 

۳۵- هر گاه کسی در شب ماه رمضان جنب شود و پس از جنابت به‌گمان این‌که پیش از اذان صبح بیدار می‌‌شود و غسل می‌‌کند، به خواب رود و تا هنگام اذان بیدار نشود،‌ قضای آن روز بر او واجب نیست.

۳۶- اگر به سبب بی‌اطلاعی از حکم شرعی، کاری را انجام دهد که روزه را باطل می‌‌کند ـ مثل این‌که نمی‌‌دانست خوردن دارو نیز مانند سایر خوردنی‌ها روزه را باطل می‌‌کند و در روز ماه رمضان دارو خورد ـ روزه‌اش باطل است و باید آن را قضا کند ولی کفاره بر او واجب نیست.

۳۷- اگر به جهتی باطل کردن روزه برای او جایز یا واجب شود، مانند اینکه او را مجبور کنند کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، یا برای نجات جان غریق خود را در آب بیندازد، در این صورت کفاره بر او واجب نیست ولی باید قضای آن روز را بجا آورد.

۳۸- کفاره‌ی روزه‌ی ماه رمضان، در شرع اسلام، یکی‌ از این سه چیز است: آزاد کردن یک برده، دو ماه روزه گرفتن، شصت فقیر را غذا دادن. و چون در این دوران ظاهراً برده ای وجود ندارد که بتوان آزاد کرد، مکلف باید یکی از آن دو کار دیگر را انجام دهد.

۳۹- غذا دادن به شصت فقیر را می‌توان به دو صورت انجام داد: اینکه با غذای آماده آنان را سیر کند، یا اینکه به هر نفر باندازه ۷۵۰ گرم (یک مدّ) گندم یا آرد یا نان یا برنج یا سایر مواد غذایی بدهد.

۴۰- اگر هیچیک از سه وظیفه‌ئی را که مخیر میان آنها است، نتواند انجام دهد، باید به هر تعداد فقیر که قادر است، غذا بدهد و احتیاط آن است که استغفار نیز بکند. و اگر به هیچ وجه قادر بر دادن غذا به فقرا نیست کافی است که استغفار کند، یعنی با دل و زبان بگوید: استغفرالله (از خداوند بخشایش می‌طلبم).

۴۱- کسی که بخاطر عدم توانایی بر روزه و غذا دادن به فقیر، وظیفه‌اش استغفار است، اگر بعدها تمکن پیدا کرد که روزه بگیرد یا به فقرا غذا دهد، احتیاط آن است که این کار را بکند، اگرچه کفایت استغفار، بعید نیست.

۴۲- کسی‌ که می‌خواهد دو ماه کفاره‌ی روزه‌ی ماه رمضان را بگیرد باید یک ماه تمام و حداقل یک روز از ماه دوم را پی در پی بگیرد. و اگر بقیه‌ی ماه دوم پی در پی نباشد اشکال ندارد.

۴۳- اگر کسی با آمیزش جنسی حرام یا خوردن و نوشیدن حرام، روزه‌ی خود را در ماه رمضان بشکند، بنابر احتیاط هر سه کفاره (آزاد کردن برده، شصت روز روزه، غذا دادن به شصت فقیر) با هم بر او واجب می‌شود. و اگر هر سه برایش ممکن نباشد هر کدام را که ممکن است باید ادا کند. اگر چه واجب نبودن این احتیاط بعید نیست.

۴۴- اگر روزه‌دار، کاری را که باطل کننده‌ی روزه است، در یک روز بیش از یکبار انجام دهد، فقط یک کفاره بر او واجب می‌شود بلی، اگر این کار، آمیزش جنسی یا استمناء باشد احتیاط واجب آن است که بعدد دفعات آمیزش جنسی یا استمناء کفاره بدهد.

۴۵- اگر چیزی از اندرون روزه‌دار به دهان او برگردد، نباید آن را دوباره فرو برد، و اگر عمداً فرو برد قضا و کفاره بر او واجب می‌شود.

۴۶- اگر روزه‌دار به گفته‌ی کسی که می‌گوید مغرب شده و اعتماد به گفته‌ی او نیست، افطار کند و سپس بفهمد که مغرب نبوده، قضا و کفاره بر او واجب می‌شود.

۴۷- کسی که برای کفاره‌ی روزه می‌خواهد به شصت فقیر غذا دهد (به شرحی که در مسائل قبل گفته شد)  اگر به شصت فقیر دسترسی دارد نمی‌تواند سهم دو نفر یا بیشتر را به یک نفر بدهد، بلکه لازم است به تمام شصت نفر به اندازه‌ی سهم هر یک غذا بدهد. البته می‌تواند به عدد افراد خانواده‌ی شخص فقیر مقدار سهم آنان را به او واگذار کند و او آن را مصرف آنان نماید. و در فقیر تفاوتی میان بچه و بزرگ و زن و مرد نیست.
جاهایی که قضا واجب است ولی کفاره واجب نیست

۴۸- کسی که در روز ماه رمضان نیت روزه نمی‌کند، یا از روی ریا روزه می‌گیرد ولی هیچیک از کارهائی را که موجب باطل شدن روزه است انجام نمی‌دهد، قضای آن روز بر او واجب است ولی کفاره واجب نیست.

۴۹- کسی که در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کرده و با حال جنابت یک یا چند روز، روزه بگیرد قضای آن روزها بر او واجب است.

۵۰- اگر در سحر ماه رمضان بدون اینکه تحقیق کند صبح شده یا نه، کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، سپس معلوم شود که در آن هنگام صبح شده بوده است، باید قضای آن روز را بگیرد. ولی اگر تحقیق کند و بداند که صبح نشده و چیزی بخورد، و بعد معلوم شود که صبح بوده است قضای آن روز بر او واجب نیست.

۵۱- اگر در روز ماه رمضان بخاطر تاریکی هوا یقین کند که مغرب شده یا کسی که خبر او شرعاً حجت است بگوید مغرب شده، و افطار کند سپس معلوم شود که هنوز در آن هنگام مغرب نبوده است، باید قضای آن روز  را بجا آورد.

۵۲- اگر روزه‌دار در هنگام وضو برای نماز واجب  قدری آب در دهان بگرداند و مضمضه کند،  و آب بی‌اختیار فرو داده شد، روزه‌اش صحیح است و قضا بر او واجب نیست. ولی در غیر وضوی نماز واجب، احتیاط واجب آن است که قضا نماید.


احکام قضای روزه

۵۳- کسی که یک یا چند روز بیهوش و در حال اغماء بوده و روزه‌ی واجب از او فوت شده، لازم نیست قضای روزه‌ی آن روزها را به جا آورد.

۵۴-زن باید ایامی را که بخاطر عادت ماهیانه و یا زایمان روزه نگرفته پس از ماه رمضان قضا کند.

۵۵. کسی که بواسطه پیری نمی تواند روزه بگیرد، یا برای او مشقت دارد، روزه بر او واجب نیست. ولی در صورت دوم باید برای هر روز یک مد که تقریباً ده سیر است گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد.

۵۶. زن باردار اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنین داشته باشد و خوف وی هم دارای منشأ عقلایی باشد، افطار بر او واجب است و همچنین زنی که در دوران شیردهی است، اگر به دلیل کم یا خشک شدن شیر بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل خود داشته باشد، روزه را افطار کند، و در هر دو صورت برای هر روزی باید یک مد طعام - تقریبا ۷۵۰ گرم گندم یا نان و مانند آن - به فقیر بدهد و قضای روزه را هم بعدا بجا آورد.

۵۷. زن باردار و شیر ده اگر روزه برای خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست و باید روزه‌هایی را که نگرفته است، قضا نماید و در صورت استمرار ضرر تا ماه رمضان سال بعد، قضا از وی ساقط است و فقط فدیه (یک مد طعام) بر او واجب است.

۵۸. اگر مکلّف از گفته پزشک یقین پیدا کند که روزه برای او ضرر دارد و یا از گفته وی یا منشأ عقلایی دیگری برای او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن برای او واجب نیست، بلکه جایز هم نیست و بعد از پایان مریضی باید قضای آن را بجا آورد.

۵۹- کسی که بخاطر بیماری روزه ماه رمضان را نگرفته، اگر بیماری‌اش تا ماه رمضان آینده ادامه یافت، قضای رمضانِ گذشته از او ساقط می‌شود و باید برای هر روز یک (مدّ) طعام بدهد. 

۶۰- اگر در ماه رمضان بسبب عذری روزه نگیرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و بای این حال قضای روزه‌ی خود را بجا نیاورد تا ماه رمضان آینده فرا برسد، باید روزه را قضا کند و برای هر روز یک (مدّ) طعام بدهد. 

۶۱- اگر قضای روزه‌ی رمضان را چند سال به تأخیر بیندازد باید قضا را بگیرد و بخاطر تأخیر از سال اول کفاره (یک مدّ طعام)  بدهد، ولی بخاطر تأخیر سالهای بعد چیزی بر او واجب نمی‌شود.

۶۲- کسی که باید برای هر روز یک مدّ طعام  بدهد می‌تواند کفاره‌ی چند روز را به یک فقیر بدهد.


احکام روزه‌ی مسافر

۶۳- کسی که در ماه رمضان مسافرت می‌کند در هر موردی که نماز را باید شکسته بخواند نباید روزه بگیرد. و در هر مورد که باید نماز را چهار رکعتی (تمام) بخواند، مانند مسافری که ده روز در یک محل قصد ماندن می‌کند یا اینکه مسافرت شغل اوست، واجب است روزه را نیز به جا بیاورد.

۶۴- مسافرت در ماه رمضان هر چند برای فرار از روزه باشد جایز است. البته بهتر است به سفر نرود مگر اینکه سفر برای کار نیکو یا لازمی باشد.

ÙØ§ÛŒÚ¯Ø§Ù Ø§Ø·Ù„Ø§Ø Ø±Ø³Ø§Ù†ÛŒ دفتر مقام مØظم رÙبری


 

یار مهربان

کتاب و کتابخوانی در قرآن و روایات اسلامی

دین مبین اسلام برای مطالعه و کتابخوانی و تحقیق و تفحص جهت کسب علم و تربیت صحیح و همچنین پیشرفت و توسعه در شئونات مختلف زندگی بشر ارزش و اعتبار زیادی قایل شده است و همۀ افراد بشر را به خواندن، نوشتن، و در حقیقت به تحصیل علم و دانش تشویق نموده است. این امر با نزول قرآن به عنوان کتاب آسمانی و با کلمۀ قرائت مسلم گردیده است. قرآن کتاب دینی اسلام و یکی از ثقلین است. قرآن که از ریشۀ قرء گرفته شده است، معنی لغوی آن را جمع نمودن، فراهم نمودن، سال، و همچنین خواندن است»

در اهمیت کتاب و کتابخوانی و در مقام شرافت و عظمت کتاب همین بس که خداوند اولین آیات قرآن را به پیامبر اسلام(ص) نازل فرموده با امر به قرائت آغاز کرده است اقرأ باسم ربک الذی خلق» و همچنین در قرآن به قلم و به آنچه می نویسد قسم یاد می کند: ن و القلم و ما یسطرون».

کتاب حاوی اندیشه ها و تجربیات بشری در ازمنۀ تاریخ است و سهم عمده ای در انتقال دانش و فرهنگ به نسل های آینده دارد. کتاب ها نه فقط نقش و نگار قلم بر صفحۀ سفید کاغذ اند بلکه گویندگانی هستند که با شنوندگان خود سخن می گویند.

قرآن کریم و دین مبین اسلام مطالعه و رفتن به دنبال کسب علم و دانش را یکی از فرایض و واجبات دین به شمار آورده است و به همین سبب است که اولین آیات قرآنکه نازل شده با الفاظ خواندن، قلم، و علم» آغاز شده است در سورۀ علق به این معنی اشاره می شود.

بیانات رهبری در مورد کتابخوانی

من هر زمانی که به یاد کتاب و وضع کتاب در جامعه خودمان می افتم، قلبا غمگین و متاسف می شوم. این به خاطر آن است که درکشور ما به هر دلیلی که شما نگاه کنید، باید کتاب اقلا ده برابراین میزان، رواج و توسعه و حضور داشته باشد. اگر به دلیل پرچمداری تفکر اسلامی و حاکمیت اسلام به حساب بیاورید، این معناصدق می کند؛ چون اسلام به کتاب خواندن و نوشتن، خیلی اهمیت می دهد. اگر هر منصفی به بیانات نبی مکرم اسلام و ائمه (علیهم السلام) و پیشوایان اسلام نگاه کند و ببیند که اینها در چه زمانی به کتاب و کتابخوانی دعوت می کردند و فرا می خواندند، همه افسانه ها از ذهنش شسته خواهد شد و خواهد فهمید که دشمنان اسلام جز این نداشتند که افسانه های کتاب سوزی و کتاب ستیزی را برسر زبانها بیندازند، چون اسلام پرچمدار کتابخوانی است.

کتاب مقوله بسیار مهمی است. البته من به کارهای هنری و تصویری تلویزیون، سینما، یا از این قبیل چیزها خیلی اعتقاد دارم؛اما کتاب نقش مخصوصی دارد. جای کتاب را هیچ چیزی پر نمی کند.

کتاب را باید ترویج کرد،. مردم باید به کتابخوانی عادت کنندو کتاب وارد زندگی بشود. چندی پیش من دیدم که همین تلویزیون با بعضی از جوانان مصاحبه کرده بود و پرسیده بود که: آقا! شماکتاب می خوانید؟ پاسخ داده بودند که: نه، اصلا کتاب را جزوضروریات زندگی نمی دانند.

کتاب و کتابخوانی از نگاه مقام معظم رهبری


فضيلت و اعمال نيمه شعبان

 

در حديثي كه در وسايل ‌الشيعه، بحار الانوار و مصباح المتهجد اشاره شده در خصوص فضيلت ماه شعبان آمده است:خداوند به ذات مقدس خود سوگند خورده است كه هركس را در اين ماه به او پناه برده و از او درخواست كند، از رحمت خود محروم ننمايد».

شب نيمه شعبان از چنان اهميتي برخوردار است كه هم‌رديف و هم‌پاي شب‌هاي قدر قرار دارد و از اين موقعيت مي‌توان چون شب‌هاي قدر ماه مبارك رمضان براي كسب خيرات و بركات معنوي بهره برد و نهايت تلاش را براي كسب فيض داشت.

در حديثي كه در وسايل ‌الشيعه، بحار الانوار و مصباح المتهجد اشاره شده در خصوص فضيلت ماه شعبان آمده است: خداوند به ذات مقدس خود سوگند خورده است كه هركس را در اين ماه به او پناه برده و از او درخواست كند، از رحمت خود محروم ننمايد».

 

شرافت شب و روز نيمه شعبان

اما در ميان روزها و شبهاي ماه شعبان، شب نیمه شعبان اين ماه مصادف با ولادت حضرت مهدي عجّل الله تعالي فرجه الشريف از شرافت ويژه‌اي برخوردار است.

از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده كه پدر بزرگوارشان در پاسخ كسي كه از فضيلت شب نيمه شعبان از ايشان پرسيده بود فرمودند: اين شب برترين شبها بعد از شب قدر است، خداوند در اين شب فضلش را بر بندگان جاري مي‌سازد و از منت خويش گناهان آنان را مي‌بخشد، پس تلاش كنيد كه در اين شب به خدا نزديك شويد. همانا اين شب، شبي است كه خداوند به وجود خود سوگند ياد كرده كه در آن درخواست كننده‌اي را، مادام كه درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند.

 

در بحار الانوار در مورد اهميت شب نیمه شعبان از زبان پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله) اين‌گونه روايت شده است: من شب نيمه شعبان خوابيده بودم كه جبرائيل به نزدم آمد و گفت: اي محمد! آيا در اين شب مي‌خوابي؟

گفتم: اي جبرائيل! مگر اين شب چه شبي است؟

جبرائيل گفت: اين شب، شب نيمه شعبان است. اي محمد برخيز! پس مرا از بستر خواب بلند نمود و آنگاه مرا به بقيع برد و گفت: سرت را بلند كن و به آسمان بنگر.

 

شب نیمه شعبان شبی است كه درهاي آسمان در آن باز مي‌شود:درهاي رحمت. در رضوان»، در مغفرت»، در فضل»، در توبه»، در نعمت»، در جود» و در احسان»؛ و خداوند به عدد موها و پشمهاي گاو و گوسفند مردم را از آتش جهنم آزاد مي‌كند، زمان مرگ را در آن ثبت كرده و به‌مدت يك سال روزيها را تقسيم مي‌كند؛ و هرچه را كه در تمام سال اتفاق مي‌افتد فرو مي‌فرستد. محمد! كسي كه اين شب را با گفتن الله اكبر»، سبحان الله» و لا اله الا الله» و دعا و نماز و قرآن خواندن و انجام اعمال مستحب و استغفار كردن زنده نگهدارد بهشت منزل و استراحتگاه او خواهد بود و گناهان گذشته و آينده‌اش بخشيده مي‌شود.

در حالي نزدت آمدم كه تمام فرشته‌ها در آسمان پاهايشان را جفت كرده‌اند عده‌اي تسبيح مي‌كنند، عده‌اي در ركوع، عده‌اي در سجود و گروهي ذكر مي‌گويند. شبي است كه كسي دعا نمي‌كند مگر اين كه مستجاب مي‌شود، كسي چيزي نمي‌خواهد مگر اين كه به او داده مي‌شود، كسي درخواست مغفرت و بخشش نمي‌كند، مگر اين كه بخشيده مي‌شود، كسي توبه نمي‌كند مگر اين كه توبه‌اش پذيرفته مي‌شود. كسي كه از خير اين شب محروم شود، از خير بزرگي محروم شده است.(1)

نيمه شعبان علاوه بر اينكه روز و زمان خجسته ميلاد امام عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف است، فرصت معنوي مناسب و ارزشمندي براي راز و نياز با خالق هستي و نزديكي هرچه بهتر و بيشتر به معبود و كسب بركات الهي است.

شب نیمه شعبان از چنان اهميتي برخوردار است كه هم‌رديف و هم‌پاي شب‌هاي قدر قرار دارد و از اين موقعيت مي‌توان چون شب‌هاي قدر ماه مبارك رمضان، براي كسب خيرات و بركات معنوي بهره برد و نهايت تلاش را براي كسب فيض داشت.

 بر او لازم است تا در نيمه شعبان قبر حسين‌بن علي عليهما السّلام را زيارت كند؛ چرا كه در چنين روزي ارواح پيامبران عليهم السّلام از خداوند متعال اجازه مي گيرند تا به زيارت حسين عليه السّلام مشرف شوند كه خداوند متعال هم به آنها اجازه مي دهد. (تهذيب‏ الأحكام، ج 6، ص 48)

 

توصيه به احياي شب نيمه شعبان

جبرئيل عليه السّلام از جانب خداوند متعال پيام آورد: يا رسول الله! شب نيمه شعبان را زنده بدار؛ امّتت را هم به اين كار توصيه كن. در اين شب مي توان با اعمال عبادي به خدا نزديك شد چرا كه اين شب شبي است بس شريف و ارزشمند.

بعد اضافه كرد: امشب شبي است كه لَايَدْعُو فِيهَا دَاعٍ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ وَ لَا سَائِلٌ إِلَّا أُعْطِيَ وَ لَا مُسْتَغْفِرٌ إِلَّا غُفِرَ لَهُ وَ لَا تَائِبٌ إِلَّا تِيبَ عَلَيْهِ؛ هر دعايي در آن مستجاب است و به درخواست هر نيازمندي پاسخ داده مي شود هركه طلب بخشش كند او را مي بخشند و هركه توبه كند پذيرفته مي شود. يا رسول الله محروم واقعي كسي است كه از خيرات اين شب محروم بماند. (وسائل الشيعة، 8/104)

 

زنده‌دلي با زنده نگهداري شب نيمه شعبان

رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود: هركس كه شب عيد و شب نيمه شعبان را زنده بدارد لَمْ‌يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ قلب او در روزي كه قلبها مي ميرد نخواهد مرد و هيچ‌گاه دل‌مرده نخواهد شد. (ثواب ‏الأعمال، ص77)

 

برترين شب بعد از شب قدر

امام صادق عليه السّلام نقل مي كند كه از امام باقر عليه السّلام در مورد فضليت شب نيمه شعبان سؤال كردند. امام عليه السّلام در پاسخ فرمودند: هِيَ أَفْضَلُ لَيْلَةٍ بَعْدَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ شب نيمه شعبان بعد از شب قدر از ارزشمندترين شبهاست.

در اين شب خداوند متعال فضلش را به بندگانش عطا مي كند و آنها را مورد آمرزش ويژه خود قرار مي دهد. در اين شب نهايت كوشش خود را به خرج دهيد تا به خدا نزديك شويد. چرا كه در اين شب خدا به خودش قسم خورده كه دست نيازمندي را رد نكند مگر آنكه گناهي را در خواست كرده باشد. همان‌گونه كه خداوند شب قدر را براي پيامبر ما صلّي الله عليه و آله قرار داد اين شب را هم به ما اهل بيت اختصاص داد.

حضرت ادامه دادند؛ تا آنجا كه مي توانيد در اين شب دعا كنيد و خدا را بستاييد اگر كسي در اين شب صد بار سبحان الله و صد بار الحمد لله و صد بار الله اكبر بگويد غَفَرَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَا سَلَفَ مِنْ مَعَاصِيهِ وَ قَضَى لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ خداوند تمامي گناهان گذشته او را مي آمرزد و نيازهاي دنيا و آخرت او را برآورده مي سازد. (الأمالي‏ للطوسي، ص 29)

اعمال 

برای این شب عزیز و مبارک که میلاد سلطان عصر و قلوب است، اعمالی است که این اعمال بر دو قسم است:

1. دعاها و زیارات

 2. نماز

اما قسم اول:

1. غسل.

2. احیاء این شب به نماز و دعا واستغفار.

3. زیارت سالار شهیدان مولی الین ابا عبدالله الحسین علیه السلام که افضل اعمال این شب است.

که اقل زیارت این است که بر بامی برآید و به طرف راست و چپ نگاه کند پس سر به آسمان بلند کند و به این کلمات آن امام همام را زیارت کند:

السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته».

نقل دیگری در زیارت حضرت سید الشهداء علیه السلام

 استاد بزرگوار حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دامت برکاته می فرمودند:

هر کس به این کلمات در هر زمان و مکان امام اباعبد الله الحسین علیه السلام را مورد خطاب قرار دهد برایش ثواب زیارت کامل امام حسین علیه السلام نوشته شود که همانند زیارت خدا می توان در عرش کبریایی است و آن کلمات این است:

سه مرتبه بگویید السلام علیک یا اباعبدالله و علی المستشهدین بین یدیک و رحمة الله و برکاته».

و البته برای امام حسین علیه السلام در این شب زیارت مخصوص دیگری نقل شده که در باب زیارات امام حسین علیه السلام حاج شیخ عباس قمی در کتاب شریف مفاتیح الجنان بدان اشاره فرموده است.

4. خواندن دعای کمیل.

5. خواندن این دعا که بمنزله زیارت امام زمان علیه السلام است. اللهم بحق لیلتنا هذه و مولودها. ».

6. دعایی که امام صادق علیه السلام فرموده اند: اللهم انت الحی القدیم. ».

7. دعایی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اللهم انت الحی القیوم. ».

8. خواندن این دعا: الهی تعرض لک فی هذا اللیل. ».

9. خواندن صلوات که هر روز بعد از زوال (بعد از نماز ظهر) می خوانند:  اللهم صل علی محمد و آل محمد شجرة النبوة. ».

10. هر یک از سبحان الله و الحمد لله و الله اکبر و لا اله الا الله» را 100 مرتبه بگوید.

و اما نمازها

1. پس از نماز عشاء، دو رکعت نماز بخواند در رکعت اول حمد و سوره قل یا ایها الکافرون و در رکعت دوم سوره مبارکه حمد و سوره قل هو الله احد و نماز را تمام کند، بعد از سلام، سبحان الله 33 مرتبه، و الحمد لله 33 مرتبه و الله اکبر 34 مرتبه.

سپس این دعا را بخواند: یا من الله ماجأ العباد …».

2. خواندن نماز جناب جعفر طیار که کیفیت آن چنین است: چهار رکعت است، همانند نماز صبح در نماز اول بعد از سوره مبارکه حمد، سوره اذا زلت الارض زالها و در رکعت دوم بعد از حمد سوره والعادیات. و در نماز دوم رکعت اول بعد از سوره حمد اذا جاء نصر الله والفتح و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره قد هو الله احد. در این چهار رکعت در حالت قیام بعد از تمام شدن حمد و سوره، ذکر سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا و الله اکبر را 15 مرتبه می گوید و در رکوع 10 مرتبه و پس از رکوع در حالت ایستاده 10 مرتبه و در سجده اول 10 مرتبه و بعد از اینکه سر برداشت و نشست 10 مرتبه و در سجده دوم، 10 مرتبه و پس از آن که از سجده دوم سر برداشت باز 10 مرتبه که مجموع این تسبیحات 300 مرتبه می شود.

3. خواندن 4 رکعت نماز: در هر رکعت حمد یک مرتبه و پس از حمد قل هو الله احد 100 مرتبه می خواند و بعد از اینکه نماز تمام شد این دعا را می خواند: اللهم انی الیک فقیر. ».

4. خواندن صد رکعت نماز (50 تا دو رکعتی) در هر رکعت یک مرتبه حمد و 10 مرتبه سوره قل هو الله احد.

5. شش رکعت نماز در هر رکعت بعد از سوره حمد، سوره یس. تبارک الملک و سوره توحید.


منبع : رومه کیهان

 

خلاصه

برخی از کارها در جوانی آثار و برکاتی در زندگی دنیوی و اخروی دارد که در زمان دیگر نمی‌تواند آن اثر را داشته باشد. به عنوان نمونه ازدواج در جوانی آثاری دارد که شیطان را به فریاد در می‌آورد.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

دوره‌های زندگی بشر در دنیا شامل کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و کهنسالی است؛ شاید مهم‌ترین دوران زندگی انسان به دوره نخست و بهترین آنها دوران جوانی باشد که عقل و جسم در آن به کمال می‌رسد و استوار می‌شود. نویسنده در مطلب حاضر اهمیت این دوران را در کمال آدمی بر اساس آموزه‌های اسلامی بررسی کرده است.

جوانی، اوج توانایی عقلی و جسمی بشر

در زبان عربی به جوان، غلام و فتی» گفته می‌شود. البته غلام» به کسی اطلاق می‌شود که در دوران نخستین جوانی است. از همین‌رو به نوجوان نیز غلام گفته می‌شود که جوانی نورسیده و تازه به دوران رسیده است و واژه فتی» به کسی گفته می‌شود که در اوج جوانی است. به همین دلیل، به کسانی که دارای روحیه جوانمردی هستند، فتی» و دارندگان آن را اهل فتوت دانسته‌اند؛ زیرا چنانکه گفته خواهد شد، جوانی خصوصیات و ویژگی‌هایی دارد که براساس آن فتوت و جوانمردی به آن نسبت داده می‌شود. از مهم‌ترین ویژگی‌های جوانی آزادمنشی، تغییرپذیری، حق‌طلبی، عقلانیت‌گرایی همراه با قدرت و توانایی بر انجام اعمال است. چنین روحیه‌ای در جوان موجب شده تا هر کسی که دارای چنین روحیه‌ای باشد به فتوت و جوانمردی منسوب شود حتی اگر پیر باشد؛ چنانکه می‌گویند اصحاب کهف که در قرآن به عنوان فتی و جوان معرفی شده‌اند، انسان‌های میانسال و حتی برخی کهنسال بودند، ولی به سبب روحیه جوانمردی و فتوت به عنوان فتی معرفی شده‌اند.(کهف، آیه 10؛ روایات تفسیری)

در ادبیات قرآنی به خدمتکاران و خدمتگزاران پیامبران(ع) نیز عنوان فتی و فتوت» داده شده است؛ زیرا رابطه‌ای که میان پیامبران و آنان بوده فراتر از یک رابطه کارگزاری بوده است. از همین‌رو کارگزاران حضرت یوسف(ع) به عنوان فتی معرفی می‌شوند (یوسف، آیه62) و همراه و خدمتکار حضرت موسی(ع) به همین عنوان از وی یاد می‌شود. (کهف، آیات 60 و 62)

صفات جوانی و جوانان عبارت است از:

1- قوت جسمی: دوران جوانی دوران قوت جسمی انسان است؛ به طوری که جوان برروی پای خود می‌ایستد و هیچ نیازی به کمک دیگران ندارد. همین قوت و توانمندی به جوان قدرت عمل می‌بخشد تا هر آنچه را بخواهد انجام دهد یا ترک کند و مخالفت ورزد. (کهف، آیه82؛ حج، آیه5؛ قصص، آیه 14 و 15؛ روم، آیه54؛ غافر، آیه67)

2- قوت عقلی: همان‌طوری که جسم در این دوران به سمت کمال می‌رود و به اوج خود می‌رسد؛ همچنین عقل انسانی از مرتبه حس و خیال و وهم به عقل می‌رسد و شخص مسائل را در چارچوب ضوابط عقلی و عقلانی تحلیل و تفسیر و توصیه می‌کند. (حج، آیه5؛ غافر، آیه67)

3- تیزهوشی و تیزحدسی: امام علی(ع) درباره این ویژگی جوانان می‌فرماید: هرگاه به م نیازمند شدی، نخست به جوانان مراجعه کن، زیرا آنان ذهنی تیزتر و حدسی سریع‌تر دارند. سپس (نتیجه) آن را به نظر میانسالان و پیران برسان تا پیگیری نموده، عاقبت آن را بسنجند و راه بهتر را انتخاب کنند، چرا که تجربه آنان بیشتر است. (شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی الحدید، ج20، ص337، ح866)

4- زیبایی و زیباطلبی و زینت‌گرایی: جوانی اوج زیبایی انسان است. چنانکه جوانی مقتضی کمالخواهی و کمال‌جویی انسان است. از همین‌روست که جوان طالب زیبایی است و به هر شکلی شده درصدد است تا بر زیبایی‌های خود بیفزاید. البته همین روحیه موجب می‌شود تا به دنبال زیبایی‌های ظاهری و آرایه‌ها نیز برود تا خود را به هر آنچه زیبا و یا موجب افزایش زیبایی است، بیاراید. بر این اساس جوان در اندیشه و عمل دنبال جامه‌های زیبا و خودآرایی در لباس و شکل و شمایل ظاهری می‌رود و برای تحقق آن تلاش می‌کند. از آیه 20 سوره حدید این معنا را می‌توان به دست آورد؛ زیرا خداوند در این آیه می‌فرماید: بدانید که زندگی دنیا، در حقیقت، بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزون‌خواهی در اموال و فرزندان است. مثل آنها چون مثل بارانی است که کشاورزان را رستنی آن باران به شگفتی اندازد، سپس آن کشت خشک شود و آن را زرد بینی، آنگاه خاشاک شود و در آخرت دنیاپرستان را عذابی سخت است و مؤمنان را از جانب خدا آمرزش و خشنودی است و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست.

ویژگی‌های پنج‌گانه لعب، لهو، زینت، تفاخر در میان خود و تکاثر در اموال و اولاد در آیه مطابق مراحل سن انسان از کودکی تا پیری می‌باشد و دوران جوانی دوران لهو و سرگرمی است. (المیزان، ج19، ص164)

پس جوان به اقتضای دوران جوانی مانند آن گیاهی است که در اوج زیبایی قرار می‌گیرد و موجب شگفتی بینندگان می‌شود. از همین‌رو دنبال اموری می‌رود که موجب زینت و تفاخر او شود. لذا دوره جوانی را دوران غرور نیز دانسته‌اند که موجب فریبایی است.

5- لهوگرایی: چنانکه از آیه 20 به دست می‌آید کودکی و نوجوانی زمانی لعب و بازی است و دوران نوجوانی و جوانی دوره لهوگرایی و سرگرمی‌های بیهوده، چون بزم‌گرایی و شب‌نشینی و خوش‌نشینی است.

6- تفاخرگرایی: همچنین از همین آیه به دست می‌آید که جوانی دوران تفاخرگرایی و تفاخرفروشی است؛ زیرا پس از آنکه انسان پیر و مانند گیاهی پژمرده شد، دیگر جایی برای تفاخر نیست.

7- تکاثرگرایی در مال و فرزند: این دو نیز در زمان جوانی رخ می‌دهد؛ زیرا در زمان پیری و پژمردگی جایی برای افزایش مال و فرزند نیست و بیشتر مردم این تکاثرگرایی را در جوانی دارا هستند. پس می‌توان براساس آیه 20 سوره حدید گفت جز لعب و بازی گرایی که مختص کودکی و نوجوانی است، چهار ویژگی دیگر مختص دوران جوانی است.

8- تهور و شجاعت: بی‌باکی از یک‌سو و شجاعت از سوی دیگر دو ویژگی دیگر جوانی است. پس جوانی، زمان تهور و شجاعت و زیر پا افکندن مصلحت‌سنجی‌هاست. (یونس، آیه83؛ قصص، آیات 14 و 15) البته کسانی که روحیه فتوت و جوانی را در خود حفظ کرده باشند نیز همچنان اهل شجاعت و تغییر بوده و مصلحت‌ها را کنار می‌نهند؛ چنانکه اصحاب کهف چنین بودند. (کهف، آیات 10 و 16)

9- حق‌گرایی و حمایت از مظلوم: از همین آیات پیش گفته این معنا به دست می‌آید که جوانی دوران حق‌گرایی و حمایت از مظلوم است.

10- نوگرایی: پیامبر(ص) در این‌باره می‌فرماید: اوسعوا للشباب فی المجلس و افهموهم الحدیث فانهم الخلوف و اهل الحدیث؛ برای جوانان در مجالس جای باز کنید و امور نو را به آنان تفهیم کنید، چرا که این گروه جایگزین شما و درگیر مسائل جدید خواهند شد. (الفردوس، ج1، ص98، ح320)

11- تغییرگرایی: جوانی دوران تغییرخواهی است و جوان اصولاً دوست دارد تا در زندگی خود و محیط پیرامونی تغییر ایجاد کند. (قصص، آیات14 و 15؛ کهف، آیات 10 و 16؛ انبیاء، آیات56 تا 61)

12- اسرع در خیر: امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرماید: علیک بالأحداث فانهم أسرع الی کل خیر؛ جوانان را دریاب، زیرا که آنان سریع تر به کارهای خیر روی می‌آورند. (کافی، ج8، ص93، ح66)

13- تغییرپذیری: همان طوری که جوانی زمان تغییرگرایی است و جوان دوستدار تغییرات است؛ همچنین از نظر انفعالی بسیار مناسب است؛ زیرا جوان تغییرپذیر است و هنوز چیزی در آن شکل نگرفته تا تثبیت شده باشد. البته در عنفوان جوانی این تغییرپذیری قوی‌تر است و هر چه در اوج جوانی نزدیک می‌شود تغییرپذیری همانند تغییرگرایی در وی کاهش می‌یابد. از همین‌رو امام علی(ع) به تربیت فرزند در عنفوان جوانی اشاره می‌کند و به فرزندش امام حسن(ع) می‌فرماید: دل جوان، مانند زمین کشت ناشده است. آنچه در آن افکنده شود، می‌پذیرد. از این‌رو، پیش از آنکه دلت سخت گردد و عقل و خردت سرگرم شود، به تربیت تو همت گماشتم. (نهج‌البلاغه، از نامه31)

پیامبر (ص) نیز در تحلیل گرایش جوانان به اسلام نسبت به پیران می‌فرماید: شما را به نیکی با جوانان سفارش می‌کنم، چرا که آنان، دل‌های رقیق‌تری دارند، به راستی که خداوند، مرا بشارت دهنده و هشدار دهنده برانگیخت، جوانان با من همپیمان شدند و پیران با من به مخالفت برخاستند. آنگاه این آیه 16 سوره حدید را خواندند: و عمر آنان به درازا کشید و دل‌هایشان سخت گردید.» (سفینه البحار، ج2، ص176)

باید توجه داشت تغییرگرایی و تغییرپذیری در جوانان امری طبیعی است؛ چرا که جان و جهان در حال تغییر است، پس نیازهای زمان و مکان و مقتضیات آن نیز تغییر می‌کند. از همین‌رو، نمی‌توان در برابر تغییرات مقاومت کرد. البته این تغییرات در همه امور نیست، بلکه برخی از امور جزو ثابتات هستی و انسانی و جامعه است که تغییری در آن رخ نمی‌دهد. به عنوان نمونه، نیاز انسان به غذاهای مادی و معنوی، نیازهای جنسی و مانند آنها تغییرپذیر نیست و این تغییراتی که از آن سخن به میان می‌آید در همه امور نیست تا گفته شود که دیگر نیازی به اسلام و احکام آن نیست؛ زیرا اسلام دارای دو دسته احکام ثابت و متغیر است و آنچه به اجتهاد و استنباط پیوند خورده است همین بخش دوم یعنی احکام متغیر است. پس اینکه امام علی(ع) می‌فرماید: آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید، زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده‌اند. (شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج20، ص267، ح102) ناظر به همین احکام متغیر است که نمی‌بایست بدون ملاحظه آن رفتار کرد. پس توجه به مقتضیات زمان و مکان و شرایط آن امری طبیعی و حکمی ازلی در چارچوب مشیت الهی است.

جوانان باید به اصول ثابت ازلی و ابدی توجه داشته باشند و اصولی چون اخلاق و ادب و علم‌آموزی را همواره مدنظر قرار دهند تا بتوانند در عین توجه به اصولگرایی، اصلاح‌طلبی واقعی داشته باشند و تغییر مثبت را ایجاد کنند که سازنده و مفید به حال خود و جامعه و جهان است. از همین‌رو امام علی(ع) می‌فرماید: یا معشر الفتیان، حصنوا اعراضکم بالادب و دینکم بالعلم؛ ای جوانان! آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ کنید. (تاریخ یعقوبی، ج2، ص210)

14- ماندگاری آموزش و تربیت: آموزش و پرورش در جوانی و بویژه در عنفوان آن یعنی دوران نوجوانی، بهتر و مفیدتر است؛ زیرا بستر مناسب جوانی موجب می‌شود تا آموزش و پرورش نقش ماندگار باشد. پیامبر(ص) می‌فرماید: هر کس در جوانی‌اش بیاموزد، آموخته‌اش مانند نقش بر سنگ است و هر کس در بزرگسالی بیاموزد، مانند نوشتن بر روی آب است. (نوادر راوندی، ص132، ح169)
امام صادق(ع) نیز می‌فرماید: هر جوان مؤمنی  که در جوانی قرآن تلاوت کند، قرآن با گوشت و خونش می‌آمیزد و خداوند عز و جل او را با فرشتگان بزرگوار و نیک قرار می‌دهد و قرآن نگهبان او در روز قیامت، خواهد بود. (کافی، ج2، ص603، ح4)

15- رهبران آینده: رهبران آینده جامعه همین سوره جوانان امروز هستند. در آیه 62 سوره هود آمده که مردم به حضرت صالح(ع) گفتند که ما به سبب کمالاتی که در جوانی داشتی به تو امید بسته بودیم که رهبری جامعه را به عهده بگیری، ولی الان با ادعای پیامبری و سخنان یاوه و باطل این امید را از دل ما بیرون برده‌ای. از این آیه به دست می‌آید که همه اقوام به جوانان خود به عنوان رهبران آینده جامعه نگاه می‌کنند تا امانت‌های اجتماعی و مسئولیت اداره جامعه را در آینده به دست گیرند.

16- مستی جوانی و افراط‌گرایی: جوانی ویژگی دیگری دارد که باید مراقب آن بود. یعنی جوان همان طوری که بی‌باک و تهور دارد، مستی جوانی هم دارد که باید آن را مراقب بود. امام علی(ع9  درباره این ویژگی جوانی می‌فرماید: سزاوار است که عاقل، از مستی ثروت، قدرت، دانش، ستایش و مستی جوانی بپرهیزد، چرا که هر یک را بادهای پلیدی است که عقل را نابود می‌کند و وقار و هیبت را کم می‌نماید. (غررالحکم، ح10948)

17- جدل و مجادله: جدل به معنای دیالتیک یکی از روش‌های گفت‌وگوی علمی است. جدل بیان دو امر متضاد و متباین است که دو طرف علیه یکدیگر به کار می‌برند و هر یک سخنی در قالب سلب و ایجاب یا متضادان می‌گوید و دقیقاً سخن دیگری را نفی می‌کند. جدل در میان جوانان امری طبیعی است؛ زیرا آنان جست‌وجوگر و طالب حق هستند و همین مسئله آنان را به این سمت می‌کشاند. امام علی(ع) می‌فرماید: مروا الأحداث بالمراء و الجدال و الکهول بالفکر و الشیوخ بالصمت؛ جوانان را به مباحثه و مناظره و میانسالان را به اندیشیدن و پیران را به سکوت، فرمان دهید. (شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج20، ص285، ح260)


 

آگاه باش که شعبان ماه بسیار شریفى است، و به سید انبیاء صلى اللّه علیه و آله انتساب دارد، و آن حضرت همه این ماه را روزه مى گرفت، و روزه آن را به ماه رمضان وصل مى کرد، و مى فرمود: شعبان ماه من است، هرکه یک روز از این ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب میشود.
از امام صادق علیه السّلام روایت شده: چون ماه شعبان مى رسید حضرت زین العابدین علیه السّلام اصحاب خود را جمع میکرد و می فرمود: اى اصحاب من، می دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است، و حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله میفرمود شعبان ماه من است، پس در این ماه براى جلب محبّت پیامبر خود، و براى تقرّب به سوى پروردگار خویش، روزه بدارید، به خدایى که جان على بن الحسین علیهما السّلام به دست قدرت اوست، سوگند یاد می کنم از پدرم حسین بن على علیهما السّلام شندیم که فرمود: از امیر المؤمنین علیه السّلام شندیم: هرکه شعبان را براى محبّت پیامبر، و تقرّب جستن به سوى خدا روزه دارد، خدا او را دوست بدارد، و در روز قیامت به کرامتش نزدیک و بهشت را بر او واجب گرداند.
شیخ از صفوان جمّال روایت کرده است که امام صادق علیه السّلام به من فرمود: کسانى را که پیرامون تو هستند، به روزه شعبان وادار کن.
گفتم: فدایت شوم، مگر در فضیلت آن چیزى مى بینى؟ فرمود: آرى رسول خدا صلى اللّه علیه و آله هرگاه هلال شعبان را میدید، به منادى دستور می داد تا در مدینه ندا کنند: اى اهل مدینه، من از جانب رسول خدا صلى اللّه علیه و آله به سوى شما ارسال شده ام، آن حضرت مى فرماید: آگاه باشید، به درستى که شعبان ماه من است، خدا رحمت کند کسى را، که مرا در ماه من یارى کند، یعنى روه بدارد آن را، سپس امام صادق علیه السّلام چنین گفت: امیر المؤمنین علیه السّلام مى فرمود: از هنگامیکه شنیدم منادى رسول خدا صلى اللّه علیه و آله در شعبان ندا داد، روزه شعبان از من فوت نشد و تا زمانی که زنده هستم به خواست خدا از من فوت نخواهد شد.
پس مى فرمود: روزه دو ماه شعبان و رمضان مایه توبه و آمرزش خداست.
اسماعیل بن عبد الخالق روایت کرده: نزد امام صادق علیه السّلام بودم، ذکر روزه شعبان به میان آمد، حضرت فرمود: فضیلت روزه شعبان چنین و چنان است، تا جایى که انسان مرتکب قتل حرام مى شود، پس چنانچه شعبان را روزه بدارد این روزه به او سود مى رساند، و به خواست خدا آمرزیده مى شود! 


موسی بن جعفر

ای مولای من! مرا از زندان هارون و از دست او نجات عنایت فرما. ای آزاد کننده (رویاننده) درخت از بین شن و خاک و آب. و ای آزاد کننده (جاری کننده) شیر از بین سرگین و خون و ای آزاد کننده (به دنیا آورنده) فرزند از بین رحم و ای آزاد کننده آتش از بین آهن و سنگ.

ذکر مصیبت امام کاظم علیه السلام

دعای امام موسی کاظم(ع) برای خلاصی از زندان هارون

ای مولای من! مرا از زندان هارون و از دست او نجات عنایت فرما. ای آزاد کننده (رویاننده) درخت از بین شن و خاک و آب. و ای آزاد کننده (جاری کننده) شیر از بین سرگین و خون و ای آزاد کننده (به دنیا آورنده) فرزند از بین رحم و ای آزاد کننده آتش از بین آهن و سنگ و ای آزاد کننده روح از بین احشا و اعضای بدن! مرا از دست هارون نجات عنایت فرما!

یَا سَیِّدِی نَجِّنِی مِنْ حَبْسِ هَارُونَ وَ خَلِّصْنِی مِنْ یَدِهِ یَا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَیْنِ رَمْلٍ وَ طِینٍ وَ مَاءٍ وَ یَا مُخَلِّصَ اللَّبَنِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ وَ یَا مُخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَیْنِ مَشِیمَةٍ وَ رَحِمٍ وَ یَا مُخَلِّصَ النَّارِ مِنْ بَیْنِ الْحَدِیدِ وَ الْحَجَرِ وَ یَا مُخَلِّصَ الرُّوحِ مِنْ بَیْنِ الْأَحْشَاءِ وَ الْأَمْعَاءِ خَلِّصْنِی مِنْ یَدَیْ هَارُون» بحارالأنوار ج : 48 ص : 220

روضه اول:

چاه زندان قتلگاه یوسف زهرا شده                         چشم یعقوب زمان در ماتمش دریا شده

اختران اشک جاری ز آسمان دیده گر                      چون نهان ماه رخش در هالۀ غم ها شده

بس که جانسوز است داغ آن امام عاشقان              در عزایش غرق ماتم خانۀ دلها شده

ای طرفداران قرآن و شریعت بنگرید                         موسی جعفر شهید مکتب تقوا شده

او نه تنها تازیانه خورده از دست ستم                     صورتش نیلی ز سیلی چون رخ زهرا شده

ابواسحاق اسماعیل بن قاسم بن سوید بن کیسان شناخته‌شده به ابوالعَتاهیه شاعر عربی گوی ایرانی در روزگار عباسیان بوده است .

ابوالعتاهیه مدتها در مجلس هارون الرشید حاضر نمی شد ، اما روزی باشاره هارون ، جعفر برمکی او را به مجلس هارون آورد از ابوالعتاهیه خواستند اشعاری بخواند ، اشعاری خواند اول هارون را به نشاط آورد ، بعد ابوالعتاهیه اشعار دیگری خواند هارون را بشدت متأ ثرساخت . گفتند : ابو العتاهیه چی می خواهی ؟

گفت : هارون نه مال می خواهم ، نه مقام می خواهم ، من آزادی امام موسی بن جعفر را می خواهم که سالها گوشۀ زندان است هارون اجازه بده آقا را آزاد کنند ، بچه هایش در مدینه منتظرند ، برگۀ آزادی موسی بن جعفر را گرفت خیلی خوشحال است . الحمد الله دل پیغمبر و زهرا را شاد کردم . فردای آن روز ابوالعتاهیه به طرف زندان می رفت دید جنازه ای را چهار نفر می آوردند ، پرسید این جنازه ی کیست ؟ گفتند : جنازۀ موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان است .

روضه دوم:

الا ای رحمت الله یگانه                             برایت قلبها گردیده خانه

توئی موسی بن جعفر ای گل نور               خوشا آنکس که گردد با تو محشور

توئی موسی بن جعفر ای نگارم                 به الطاف تو من  امیدوارم

ترا با معرفت هر کس بخواند                      گره در کار او هرگز نماند

نگاهت عقده از دل می گشاید                  نه تنها عقده ، دل را می رباید

نگاهم کن که محتاج نگاهم                       چرا چون من گرفتار گناهم

هر آنکس با ولای تو بمیرد                        خدای مهربان دستش بگیرد

ترا از زندگانی سیر کردند                         ترا در کنج زندان پیر کردند

در زندان چو بر او باز می شد                    بمیرم من کتک آغاز می شد

دو نفر مرگ خودشان را از طلب کردند ، یکی مادرش فاطمه بود ، هی می گفت : خدا دیگر مرگ زهرا را برسان . یکی هم میوۀ دلش موسی بن جعفر ، آخر هر روز وقتی غروب می شد آنقدر سندی بن شاهک ، آقا را تازیانه و سیلی می زد دیگر روزهای آخر لحن مناجات امام تغییر کرد هی صدا می زد : خدا دیگر مرگ موسی بن جعفر را برسان . دعای امام مستجاب شد . اما وقتی که بدنش را از زندان غریبانه بیرون آوردند خواهرش نبود ببیند ، دخترش نبود ببیند ، کربلائی ها ، من بمیرم ، کربلا تو گودی قتلگاه زینب بدن بی سر برادر را دید ، سکینه بدن بی سر را دید ، بجای دلداری و تسلیت هم دختر را زدند ، کاری کردند که سکینه صدا می زند : بابا پاشو ببین عمه ام را دارند می زنند .

روضه سوم:

آقا بیا که روضه ی موسی بن جعفر است                   چشمانمان ز داغ مصیباتشان تر است

جامه سیاه بر تن و بر جان شرار آه                           دلها به یاد غصه او پر ز آذر است

افتاده است بی کس و تنها ، غریب وار                      مردی که با تمامی خلقت برابر است

مرثیه خوان حضرت کاظم ، خود خداست                    بانی روضه ،حضرت زهرای اطهر است

زندان نگو ، که گرم مناجات با خداست                       غار حرای حضرت موسی بن جعفر است

مرغی که در قفس ، نفسش تنگ آمده                      از وی به جای مانده فقط یک بغل پر است

از تازیانه خوردن حضرت نگو دگر                                ارثیه ای رسیده به ایشان ز مادر است

باشد همیشه ورد زبانم به هر نفس                           لعنت به آن یهودی بی دین که کافر است

ای من فدای شال عزای شما شوم                          آقا بیا که روضه موسی بن جعفر است

ثوبانى گفت: موسى بن جعفر علیه السّلام چهارده پانزده سال هر روز از سفیدى آفتاب تا هنگام ظهر به سجده میرفت. گاهى از اوقات هارون روى پشت بامى میرفت که درون زندان را از آن بالا میدید موسى بن جعفر را در حال سجده می دید. روزى به ربیع گفت: این جامه‏اى که هر روز میان زندان افتاده چیست؟ گفت: یا امیر المؤمنین جامه نیست او موسى بن جعفر(ع) است در حال سجده هر روز از طلوع آفتاب تا ظهر سر به سجده می گذارد. هارون گفت: او واقعا از راهب‏هاى بنى هاشم است. ربیع گفت: چرا پس این قدر به او سخت گرفته‏اى. هارون گفت افسوس که چاره ندارم

روضه چهارم:

فقط نه قلب زنِ زشت کاره میشِکند                         که در غمم دلِ هر سنگ خاره میشِکند

چنان زده است که بعضی از استخوانهایم                 ترک ترک شده با یک اشاره میشکند

کشیده خوردم و امروز خوب فهمیدم                        میان گوش چرا گوشواره میشکند

من از شکنجه گرم راضی ام که میزندم                   چرا که حرمت ما را نظاره میشکند

فشار این غل و زنجیر ساق پایم را                          هنوز جوش نخورده دوباره میشکند

بگو به زهر بیاید که قفل این زندان                          از آتش جگر پاره پاره میشکند

یکی یکی همه ی میله های سخت قفس                نفس بیافتد اگر در شماره میشکند

عاشقان اهل بیت ، سه تا بدن سه روز روی زمین بود ، قربان این سه بدن مطهر ، یکی بدن مطهر امام جواد الائمه بود اما کبوترها آمدند بال به بال یکدیگر دادند نازنین بدن امام جواد را سایه انداختند ،

یکی بدن مطهر موسی بن جعفر بود ، سه روز روی زمین بود اما سایبان دارد بعد سه روز کفن قیمتی بر بدن آقا کردند ، اما با چه عزّت و جلالی بدن تشییع کردند

اما قربان آن بدنی که سه روز روی زمین داغ کربلا ، وقتی امام سجاد آمد فرمود : بنی اسد بروید بوریا بیاورید بدن پاره پاره بابا را میان بوریا پیچید سرازیر قبر کرد بعد لبها را گذاشت بر آن رگهای بریده ، همه صدا بزنیم حسین .

روضه پنجم:

بر سر تخته پاره دریا رفت                     ناله از تخت سینه بالا رفت

چهار حمّال و آفتابِ فلک                      چه بساطیست اینکه با ما رفت

جبرئیل از فلک اذان سر داد                 عجّلوا عجّلوا که آقا رفت

شجر طور ساقه اش بشکست             یا که بشکسته ساق،موسا رفت

یک تن و اینهمه کفن چه کند؟              ناله از بوریا به بالا رفت

همه شنیده اید که نگهبان زندان امام ، سندی بن شاهک یهودی بود ، هارون سفارش کرده بود هر چه می توانی این آقا را آزار و اذیت کن ، مولا روزها روزه می گرفتند ، شبها هنگام افطار با تازیانه آقا را پذیرایی می کرد امام رضا آمد بغداد گوشه زندان سر بابا ر به دامن گرفت ، آخر هر پدری آرزو دارد آن لحظه ی آخر میوۀ دلش را ببیند .

اما قربان آن حسینی که در گودی قتلگاه افتاده بود کسی نبود سر عزیز فاطمه را به دامن بگیرد .یک وقت عزیز فاطمه احساس سنگینی کرد روی سینه مبارک ، تا چشم باز کند ببیند شمر با خنجر . همه صدا بزنید حسین .

روضه ششم:

به شاخه ی گل احساس من لگد می زد              ز روی دشمنی و کینه وحسد می زد

مرا به جرم خطایی که مرتکب نشدم                   هزار مرتبه با تازیانه حد می زد

درون سینه ی خود عقده ها ز خیبر داشت            به استناد همان مدرک و سند می زد

همیشه موقع سیلی زدن‎‏‏‎‎، به لبخندی                  به اهلبیت نبی حرف های بد می زد

اگر اجل به سراغم نمی رسید آنجا                     گمان کنم که مرا تا الی الابد می زد

دلها را ببریم کاظمین ، کنار حرم با صفای مولا مون موسی بن جعفر ، خوشا به حال آنهایی که الان پروانه وار کنار حرم آقا موسی بن جعفرند از آن روزی که امام هفتم را دستگیر و زندانی کردند هر شب بستر امام رضا را در دهلیز خانه پهن می کردند ، این زن بچه ای که سالها بابا ندیدند جمال امام رضا را بجای بابا تماشا می کردند .

اما مثل امشب (25 ماه رجب ) بستر امام رضا در دهلیز خانه پهن کردند هر چه منتظربودند دیدند امام رضا نیامد ، شب نیمه شد حضرت رضا نیامد ، یک وقت خواهرش معصومه دید امام رضا وارد شد اما شال عزا بر گردن انداخته فوراً آمد مقابل برادر ، برادر کجا بودی ؟ دیر آمدی ؟ دیدند آقا مثل ابر بهار گریه می کند آقا مگر چه شده ؟ فرمود: خواهرم برو لباس عزا بتن کن دارم از گوشه زندان بغداد می آیم ، بابای غریب مان غریبانه گوشه زندان جان داد .

درب زندان را برویش غیرغم کس وا نکرد             جز اجل در گوشه زندان کسی شادش نکرد

اما کربلا ، امام سجاد نتوانست بیاید گودی قتلگاه ، یک وقت نگاه کند ببیند سر بریده بابا بالای نیزه است .


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

آموزش وایقان همسفر دریا پیامبر درون دیجیتال ساینیج برنا رسانه - سیستم اطلاع رسانی یکپارچه شعر و متن دانلود بی پایان موسسه ثبتی و حقوقی